روشهای تربیت کودک با اعتماد به نفس

روشهای تربیت کودک با اعتماد به نفس

روشهای تربیت کودک با اعتماد به نفس

در این پست از سایت سرگرمی آناناز قصد داریم به معرفی روشهای تربیت کودک با اعتماد به نفس بپردازیم..

چگونه کودکی با اعتماد به نفس تربیت کنیم

عزت نفس پاسپورت فرزند شما برای یک عمر سلامت روانی و شادی اجتماعی است. این پایه و اساس رفاه کودک و کلید موفقیت در بزرگسالی است. در تمام سنین، احساسی که نسبت به خود دارید، بر عملکرد شما تأثیر می گذارد. به زمانی فکر کنید که واقعاً احساس خوبی نسبت به خود داشتید. احتمالاً برای شما راحت‌تر است که با دیگران کنار بیایید و نسبت به آنها احساس خوبی داشته باشید. این نکات و توصیه ها را برای کمک به تربیت کودکی با اعتماد به نفس امتحان کنید.

خودانگاره این است که فرد چگونه خود را درک می کند

کودک در آینه نگاه می کند و شخصی را که می بیند دوست دارد. به درون خود نگاه می کند و با فردی که می بیند راحت است. او باید به این خود به عنوان کسی فکر کند که می تواند اتفاقات را رقم بزند و شایسته عشق است. والدین منبع اصلی احساس ارزشمندی کودک هستند.

فقدان یک تصویر خوب از خود اغلب منجر به مشکلات رفتاری می شود

بیشتر مشکلات رفتاری که من برای مشاوره می بینم ناشی از عدم ارزش خود در والدین و همچنین فرزندان است. چرا بودن با یک نفر لذت بخش است، در حالی که به نظر می رسد شخص دیگری همیشه شما را به پایین می کشاند؟ اینکه مردم چگونه برای خود ارزش قائل هستند، با دیگران کنار می آیند، در مدرسه عملکرد می کنند، در محل کار به موفقیت می رسند، و با ازدواج ارتباط برقرار می کنند، همگی ناشی از قدرت تصور آنها از خود است.

خود ارزشی سالم به معنای خودشیفتگی یا مغرور بودن نیست

اگر کودکی با اعتماد به نفس بزرگ می کنید که با عزت نفس سالم بزرگ می شود، به این معنی است که آنها درک واقع بینانه ای از نقاط قوت و ضعف خود دارند، از نقاط قوت لذت می برند و روی حوزه های مشکل کار می کنند. از آنجایی که یک شباهت بسیار قوی بین احساس کودک شما نسبت به خودش و رفتار او وجود دارد، برای تربیت کودکی با اعتماد به نفس، رعایت نظم و انضباط حیاتی است. در طول زندگی، فرزند شما در معرض تأثیرات مثبت (سازنده) و تأثیرات منفی (شکننده) قرار خواهد گرفت. والدین می توانند فرزند خود را در معرض سازندگان بیشتری قرار دهند و به او کمک کنند تا از طریق شکاف ها کار کند.

1. فرزندپروری دلبستگی را تمرین کنید

خود را به جای نوزادی قرار دهید که ساعات زیادی از روز را در آغوش پرستار می گذراند، او را در بند می پوشند، با شیر مادر تغذیه می کنند و به گریه های او با حساسیت پاسخ داده می شود. تصور می کنید این کودک چه احساسی دارد؟

این نوزاد احساس می کند که دوستش دارند. این نوزاد احساس ارزشمندی می کند. آیا تا به حال روز خاصی داشته اید که سکته های زیادی داشته باشید و ستایش کنید؟ احتمالاً احساس می‌کنید که بسیار قدردانی و دوست داشته شده‌اید. نوزادی که از این سبک پر لمس فرزندپروری استفاده می کند، ارزش خود را افزایش می دهد. او آنچه را که احساس می کند دوست دارد.

خود ارزشی نوزاد

پاسخگویی کلید خود ارزشی نوزاد است. کودک نشانه ای می دهد، به عنوان مثال، گریه می کند تا به او غذا بدهند یا دلداری دهند. یک مراقب به سرعت و به طور مداوم پاسخ می دهد. همانطور که این الگوی پاسخ نشانه صدها، شاید هزاران بار در طول سال اول تکرار می‌شود، نوزاد می‌فهمد که نشانه‌های او معنی دارند: «یکی به من گوش می‌دهد. بنابراین، من ارزشمند هستم.»

البته، شما همیشه نمی توانید به سرعت یا به طور مداوم پاسخ دهید. این الگوی غالب است که اهمیت دارد. روزهایی خواهید داشت که صبرتان کم است. نوزادان سبک غالب فرزندپروری را انتخاب می کنند و از آنها برداشت می کنند. همانطور که کودک بزرگتر می شود، برای او مهم است که یاد بگیرد چگونه با ناامیدی سالم کنار بیاید، زیرا این امر به او یاد می دهد که خود را با تغییر وفق دهد. مهم این است که شما در کنار او هستید. این پیامی است که کودک حس خود را بر اساس آن می سازد.

نوزادان با نیاز بالا

جنبه های اعتماد سازی که از بازده دلبستگی والدین، به ویژه در مورد نوزادان با نیاز بالا، ناشی می شود. به دلیل تقاضاهای شدیدتر این نوزادان، آنها در معرض خطر بیشتری برای دریافت پاسخ های منفی هستند. وقتی فرزندپروری دلبستگی باعث ایجاد حساسیت متقابل بین والدین مرتبط و نوزادان شدید می شود، آنها یاد می گیرند که خود را در یک دید خوب ببینند.

به دلیل پرورش پاسخگو، نوزاد متصل می داند که چه انتظاری دارد. از طرفی کودک قطع ارتباط گیج می شود. اگر نیازهایش برآورده نشود و نشانه هایش بی پاسخ باشد، احساس می کند که سیگنال ها ارزش دادن ندارند. این به این نتیجه می رسد که «من ارزشی ندارم. من در رحم دیگران هستم و هیچ کاری نمی توانم انجام دهم تا به آنها برسم.”

رشد مغز نوزادان

ما بر اهمیت پرورش زودهنگام تاکید می کنیم زیرا در دو سال اول، مغز کودک بسیار سریع رشد می کند. این دوره زمانی است که کودک الگوهای تداعی را ایجاد می کند – مدل های ذهنی از نحوه کار چیزها. ذهن نوزاد در حال رشد مانند یک کشوی پرونده است. در هر فایل یک تصویر ذهنی از نشانه ای که او به همراه پاسخی که انتظار دارد وجود دارد. پس از یک تعامل خاص، کودک یک تصویر ذهنی از آنچه اتفاق افتاده را ذخیره می کند. به عنوان مثال، نوزاد بازوهای خود را بالا می برد و یکی از والدین با بلند کردن او پاسخ می دهد. تکرار این الگوها را در ذهن شیرخوار عمیق می کند و در نهایت احساسات مثبت یا منفی با آنها مرتبط می شود. یک کشوی فایل پر از احساسات و تصاویر عمدتا مثبت منجر به احساس “درست بودن” می شود. حس “بهزیستی” او به بخشی از خود کودک تبدیل می شود.

فرزندپروری دلبستگی باعث القای احساس “بهزیستی” می شود

نوزادانی که به احساس رفاهی که از والدین دلبستگی به دست می‌آورند عادت می‌کنند، بقیه عمر خود را صرف حفظ این احساس می‌کنند. از آنجایی که آنها تمرین زیادی برای احساس خوب دارند، می توانند این احساس درست را پس از وقفه های موقت دوباره به دست آورند. این نوزادان مطمئن بهتر با مشکلات زندگی کنار می آیند، زیرا انگیزه دارند تا حس خوب خود را که در حس خود ادغام شده است، ترمیم کنند. آنها ممکن است زیاد زمین بخورند، اما به احتمال زیاد دوباره روی پاهای خود بایستند. این مفهوم به ویژه در مورد کودکی که معلول است یا به نظر می رسد که از نظر استعدادهای طبیعی نسبتاً کوتاه به این دنیا آمده است صادق است.

کودکانی که این حس اولیه خوب بودن را ندارند برای یافتن آن تلاش می کنند، اما مطمئن نیستند که به دنبال چه هستند زیرا نمی دانند چه احساسی دارد. این توضیح می‌دهد که چرا برخی از نوزادانی که در سال‌های اولیه به تربیت دلبستگی می‌پردازند، علی‌رغم دوران کودکی ناآرام به‌دلیل مشکلات خانوادگی، به خوبی مدیریت می‌کنند.

ماجرای معروف بیبی جسیکا را در نظر بگیرید، کودک دو ساله ای که به دلیل یک عارضه قانونی از خانه آشنا و پرورش دهنده والدین خوانده اش که از بدو تولد با آنها آشنا بود، گرفته شد و به والدین بیولوژیکی اش که غریبه بودند سپرده شد. به او. او به احتمال زیاد رشد خواهد کرد زیرا وارد یک موقعیت عجیب و غریب با احساس خوب خوب شده است که با پرورش اولیه ایجاد شده است. او باقی عمر خود را صرف خواهد کرد و این احساس را با وجود آسیبی که متحمل شده است حفظ خواهد کرد.

بازی گرفتن

اما ممکن است تعجب کنید اگر تمام آن سبک های دلبستگی والدین را تمرین نکنم، چه؟ خیلی به خودت سخت نگیر نوزادان انعطاف پذیر هستند و البته برای شروع عاداتی که به تربیت کودکی با اعتماد به نفس کمک می کند هیچ وقت دیر نیست. شناخت فرزندتان و دیدن مسائل از دیدگاه او به شما کمک می کند تا یاد بگیرد که به خودش اعتماد کند. این نوع پرورش بلوک های ارزش خود را در کنار هم قرار می دهد و همچنین می تواند آنها را ترمیم کند. با این حال، هر چه سیمان زودتر استفاده شود، نرم تر می شود و محکم تر می چسبد.

2. اعتماد به نفس خود را بهبود بخشید

فرزندپروری درمانی است. در مراقبت از فرزندتان، اغلب خودتان را شفا می دهید. مادری که در مطب ما به نوزادی بسیار نیاز دارد، یک بار اظهار داشت: “کودک من بهترین و بدترین را در من نشان می دهد.” اگر مشکلاتی در گذشته شما وجود دارد که بر والدین فعلی شما تأثیر می گذارد، با آنها مقابله کنید. اگر آنها در توانایی شما برای حفظ آرامش و والد شدن موثر دخالت می کنند، از کمک روانشناختی استفاده کنید.

با بهبود اعتماد به نفس گذشته خود، کودکی با اعتماد به نفس تربیت کنید

عزت نفس کودک اکتسابی است نه ارثی. برخی از ویژگی‌های فرزندپروری و برخی ویژگی‌های شخصیتی، مانند عصبانیت و ترس، در هر نسل آموخته می‌شود. بچه دار شدن به شما این شانس را می دهد که به پدر و مادری تبدیل شوید که آرزو دارید. اگر از اعتماد به نفس پایین رنج می برید، به خصوص اگر احساس می کنید که نتیجه نحوه تربیت شماست، اقداماتی را برای بهبودی خود و شکستن الگوی خانواده انجام دهید. برای کمک به پرورش کودکی با اعتماد به نفس، این تمرین را امتحان کنید (درمانگران به این می‌گویند «بهترین‌ها را منتقل کردن، و بقیه را کنار گذاشتند»)

کارهای خاصی را که والدینتان برای ساختن تصویر شما از خود انجام دادند، فهرست کنید.
کارهای خاصی را که والدینتان برای تضعیف تصویر شما از خود انجام دادند را فهرست کنید.
حالا تصمیم بگیرید از کارهای خوبی که والدینتان انجام دادند الگوبرداری کنید و از بقیه کارها اجتناب کنید. اگر انجام این تمرین به تنهایی برایتان دشوار است، از یک متخصص کمک بگیرید. هم شما و هم فرزندتان سود خواهید برد.

به والدین خود خیلی سخت نگیرید

آنها احتمالاً بهترین کاری را که می توانستند با توجه به شرایط خود و توصیه های غالب زمان انجام دادند. یادم می آید یک بار شنیدم که مادربزرگ به مادری می گفت: «من برای تو مادر خوبی بودم. من دقیقاً برنامه ای را که دکتر به من داده بود دنبال کردم.» این مادر جدید احساس می کرد که برخی از مشکلات فعلی او ناشی از برنامه ریزی سفت و سختی است که او در دوران کودکی تحمل کرده بود. او مصمم بود یاد بگیرد که نشانه های کودکش را بخواند. من به او یادآوری کردم که مادرش را سرزنش نکند زیرا روش غالب والدین در آن زمان پیروی از توصیه های «کارشناسان» در مورد تربیت فرزند بود. با این حال، مادر فعلی راحت تر است که در مورد فرزند خود متخصص شود.

آینه خود را جلا دهید

هیچ کس نمی تواند همیشه چهره ای شاد داشته باشد، اما ناراحتی والدین می تواند به کودک منتقل شود. کودک شما به عنوان آینه ای برای احساسات خود به شما نگاه می کند. اگر نگران هستید، نمی توانید احساسات خوب را منعکس کنید. در سال‌های اولیه، مفهوم کودک از خود به قدری با تصور مادر از خودش گره خورده است که نوعی ارزش‌گذاری متقابل ادامه می‌یابد. چه تصویری از فرزندتان منعکس می کنید؟ او از طریق یک نمای کاذب به فرد مشکل دار زیر آن می بیند. متیو، در ادای احترامی که به مادرش داشت، نوشت: “من بیشتر دوست دارم وقتی مادرم خوشحال است با او باشم.”

بچه ها ناراحتی شما از خودتان را به معنای ناراحتی با آنها ترجمه می کنند. حتی نوزادان می دانند که قرار است والدین خود را راضی کنند. با بزرگتر شدن، ممکن است حتی در قبال شادی والدین خود احساس مسئولیت کنند. اگر راضی نیستید، آنها نباید خوب (یا به اندازه کافی خوب) باشند. اگر مشکلات جدی افسردگی یا اضطراب را تجربه می کنید، به دنبال کمک باشید تا بتوانید این احساسات را قبل از اینکه روی فرزندتان تأثیر بگذارد، برطرف کنید.

3. آینه مثبتی باشید

بسیاری از تصورات کودک از خود نه تنها از آنچه کودک در مورد خود می بیند بلکه از نحوه تصور او از دیگران ناشی می شود. این امر به ویژه در مورد کودکان پیش دبستانی که از واکنش های والدین خود در مورد خود یاد می گیرند صادق است. آیا تصاویر مثبت یا منفی را به فرزندتان منعکس می کنید؟ آیا به او ایده کودکی با اعتماد به نفسی می دهید که بودن با آن لذت بخش است؟ که نظرات و خواسته های او برای شما مهم است؟ که رفتار او شما را خوشحال می کند؟ وقتی به فرزندتان بازتاب های مثبت می دهید، او یاد می گیرد که در مورد خودش خوب فکر کند. او همچنین با کمال میل به شما تکیه خواهد کرد که وقتی رفتارش خوشایند نیست به او بگویید. این به یک ابزار نظم و انضباط تبدیل می شود. یکی از مادران گفت: «تنها کاری که باید بکنم این است که به او به گونه ای خاص نگاه کنم و او از بدرفتاری دست می کشد.

او خودآگاهی فرزندش را با احساسات مثبت آغشته کرده بود و کودک به این احساس که او در معرض این سکته‌ها قرار دارد عادت کرده بود. وقتی مادر بازتاب منفی داشت، کودک احساسی را که ایجاد می کرد دوست نداشت. او به سرعت رفتار خود را تغییر داد تا احساس خوبی را به دست آورد.

واقع بین باش

شما نمی توانید همیشه بیدار باشید و بخندید و همچنان انسان باشید. فرزند شما باید بداند که والدین نیز روزهای تعطیلی دارند. کودکان می توانند از طریق نشاط ساختگی ببینند. حساسیت شما نسبت به او باعث افزایش حساسیت او نسبت به شما می شود و ممکن است روزی او اعتماد به نفس شما را بالا ببرد.

دوباره قرار دادن هامپتی-دامپتی با هم

وقتی کودکی با اعتماد به نفس تربیت می‌کنید، سال‌های اولیه را صرف ایجاد اعتماد به‌نفس فرزندتان می‌کنید و سال‌های بعد را صرف محافظت از آن می‌کنید. بسیاری از کودکان با پوست نازک نیاز به محافظت در برابر موقعیت هایی دارند که آنها را طاقت فرسا می دانند. من توماس پنج ساله را برای ورود به مدرسه معاینه می کردم. توماس کودک حساسی بود که مادرش سال ها به او کمک کرده بود تا احساس ارزشمندی قوی داشته باشد. ما درگیر یک بحث فلسفی در مورد مزایای بلندمدت فرزندپروری دلبستگی بودیم و توماس به طور قابل درک خسته شده بود. او شروع به آویزان کردن روی ترازو من کرد – ترازو گران قیمتی که در بالای میز معاینه تعبیه شده است.

اولین فکر من ایمنی میزم بود. از نظر من، بیشتر از توماس در خطر بود، بنابراین قاطعانه پرسیدم: “توماس، لطفا از آویزان شدن روی ترازو دست بردارید؟” درست در زمانی که توماس می‌خواست از زمین خوردن ناخواسته من فرو بریزد، مادرش گفت: «…چون تو خیلی قوی هستی». او می داند چگونه پشت چشمان فرزندش قرار بگیرد.

4. با هم بازی کردن، کودکی با اعتماد به نفس تربیت کنید

در طول بازی چیزهای زیادی در مورد فرزندتان – و خودتان – خواهید آموخت. زمان بازی به فرزند شما این پیام را می دهد: «تو ارزش وقت من را داری. تو آدم با ارزشی هستی.» به خوبی شناخته شده است که کودکان از طریق بازی یاد می گیرند. این رفتار کودک را با دادن احساس اهمیت و موفقیت به او بهبود می بخشد. به جای اینکه زمان بازی را به عنوان یک کار طاقت فرسا ببینید، از آن برای سرمایه گذاری روی رفتار فرزندتان استفاده کنید.

اجازه دهید فرزندتان بازی را آغاز کند

یک اصل یادگیری ارزشمندی که والدین باید در نظر داشته باشند این است: فعالیتی که کودک با اعتماد به نفس آغاز می کند، توجه کودک را بیش از فعالیتی که همبازی بزرگسال پیشنهاد می کند، نگه می دارد. زمانی که کودک تصمیم می گیرد چه کاری انجام دهد، یادگیری بیشتر صورت می گیرد. بازی با شروع کودک نیز باعث افزایش ارزش خود می شود: “پدر دوست دارد کارهایی را که من انجام می دهم انجام دهد!” البته، ممکن است فکر کنید، “اوه نه، دوباره بازی بلوک نیست!” یا “ما آن داستان را بیست بار خوانده ایم!” این مصیبت والدین است. خیلی قبل از فرزندتان از گربه در کلاه خسته خواهید شد. اگر می‌خواهید چیز جدیدی را به همان فعالیت بازی قدیمی بیاورید، با ادامه بازی، پیچش‌های جدید خود را اضافه کنید. در مورد این کتاب صحبت نکنید: “اگر گربه کلاه به در خانه ما بیاید چه کار می کنید؟” بیایید این برج بلوک را به یک پارکینگ تبدیل کنیم.

کاری کنید که فرزندتان احساس خاص کند

با تمرکز حواس خود به کودک در حین بازی، کودکی با اعتماد به نفس تربیت کنید. اگر بدن شما در کنار فرزندتان است، اما ذهن شما در حال کار است، فرزندتان احساس می کند که شما هماهنگ شده اید و هیچ کدام از شما از زمان با هم بودن سود نمی برد. فرزند شما ارزش بودن شما با او را از دست می دهد و به این نتیجه می رسد که او مهم نیست. شما فرصت یادگیری و لذت بردن از فرزندتان را از دست می دهید – و دوباره یاد می گیرید که چگونه بازی کند.

یادم می آید که من و متیو شش ماهه در «دایره بازی» خودمان داشتیم. با چند اسباب بازی مورد علاقه (مال من و خودش) روبروی خودم نشستمش و با پاهایم دورش دایره درست کردم. این فضا او را در بر می گرفت و در صورتی که او به عنوان یک نیمکت نشین شروع به سرنگونی از پهلو کند، حمایت می کرد. متیو توجه من را به خود جلب کرد. او احساس خاصی داشت، و من هم همینطور.

والدین به بازی نیاز دارند

به‌عنوان یک فرد پرمشغله، به سختی می‌توانستم به سطح کودکی برسم و از بازی‌های بدون ساختار و به ظاهر بی‌مولد لذت ببرم. از این گذشته، من خیلی چیزهای “مهم تر” را در دستور کار خود داشتم. وقتی فهمیدم که هر دوی ما چقدر می توانیم سود ببریم، این زمان خاص معنا پیدا کرد. بازی برای من درمانی شد. برای تمرکز روی این شخص کوچک مهم که بدون اینکه بدانم به من یاد می داد آرامش داشته باشم، به زمانی دور از آن چیزهای دیگر نیاز داشتم.

بازی به من کمک کرد تا با خلق و خوی متیو و توانایی های او در هر مرحله از رشد آشنا شوم. کودک در طول بازی خود را به والدین نشان می دهد – و بالعکس. کل رابطه سود زیادی می برد. زمان بازی ما را در سطح فرزندمان قرار می‌دهد و به والدین کمک می‌کند تا پشت چشم‌ها و ذهن فرزندشان قرار بگیرند. برای لذت بردن از لذت های ساده بازی وقت بگذارید.

بازی یک سرمایه گذاری است

زمان بازی را یکی از بهترین سرمایه گذاری های خود برای تربیت کودکی با اعتماد به نفس در نظر بگیرید. ممکن است احساس کنید که در حال «تلف کردن زمان» هستید تا بلوک‌ها را روی هم بچینید، در حالی که می‌توانید به جای آن «کاری انجام دهید». برخی از بزرگسالان از این فکر وحشت می کنند و واقعاً باید تلاش کنند تا بتوانند برنامه بزرگسالان خود را رها کنند. البته، شما مجبور نیستید تمام روز را بازی کنید و فرزندتان نیز از شما نخواهد (مگر اینکه مقاومت شما را احساس کند). چیزی که ممکن است برای شما یک فعالیت بی معنی به نظر برسد، برای کودکتان اهمیت زیادی دارد.

هر چه اوایل به انجام کارها با کودک خود علاقه بیشتری نشان دهید، کودک شما در بزرگتر شدن علاقه بیشتری به انجام کارها با شما خواهد داشت. همانطور که فرزندتان رشد می کند، می توانید او را در بازی خود مشارکت دهید و کار شما از آنجایی که با شما بودن بهترین پاداش است. به این فکر کنید – شما مهمترین کار دنیا را انجام می دهید – بزرگ کردن یک انسان.

5. فرزند خود را با نام خطاب کنید

در یک نام چیست؟ شخص، خود – کوچک یا بزرگ. هنوز می توانم به یاد بیاورم که پدربزرگم بر ارزش استفاده و به خاطر سپردن نام افراد بر من تأثیر گذاشت. این درس سودآور بوده است. یک سال من یک دانشجوی پیش پزشکی بودم که با تعدادی از رشته های بازاریابی برای شغل فروش تابستانی رقابت می کردم. بعد از اینکه کار را پیدا کردم، پرسیدم که چرا من با وجود اینکه واجد شرایط کمتری هستم، استخدام شده ام. زیرا شما نام همه مصاحبه کنندگان خود را به خاطر داشتید و از آنها استفاده کردید. مخاطب قرار دادن فرزندتان با نام، به خصوص زمانی که با تماس چشمی و لمس همراه باشد، پیام «شما خاص هستید» را منتشر می کند.

شروع یک تعامل با استفاده از نام شخص دیگر درها را باز می کند، موانع را می شکند و حتی نظم و انضباط اصلاحی را نرم می کند. بچه ها یاد می گیرند که نحوه استفاده از نام خود را با پیامی که دارید و رفتاری که انتظار دارید مرتبط کنند. والدین اغلب از نام مستعار یا نام کوچک کودک فقط در گفت و گوهای معمولی استفاده می کنند، “جیمی، من کاری را که انجام می دهی دوست دارم.” آنها پیام را با استفاده از نام کامل برای ایجاد یک برداشت عمیق تر، تقویت می کنند، “جیمز مایکل سیرز، این کار را متوقف کن!” یکی از بچه‌هایی که درباره‌اش شنیده‌ایم، تمام نامش را «نام دیوانه» می‌نامد، زیرا این همان چیزی است که وقتی والدینش از دستش عصبانی هستند، می‌شنود.

ارتباط مستقیم

ما متوجه شده ایم که کودکان دارای اعتماد به نفس بیشتر همسالان و بزرگسالان خود را با نام یا عنوان خطاب می کنند. ارزش شخصی آنها به آنها اجازه می دهد در ارتباط با دیگران مستقیم تر باشند. لورن دو ساله ما کنار میز من می دود و جیک می زند: «سلام بابا!» اضافه شدن «پدر» بیش از یک غیرشخصی مرا تحت تأثیر قرار داد، «سلام!» یک کودک در سن مدرسه که راحت است بزرگسالان را با نام خطاب کند، بهتر می تواند در صورت نیاز کمک بخواهد.

6. اصل Carry-Over Confident-carry-over را تمرین کنید

برای تربیت کودکی با اعتماد به نفس با افزایش سن، استعدادهای او را تشویق کنید. او می تواند در کاری به خوبی انجام دهد، چه به عنوان یک کودک دو ساله که پیک نیک های وانمودی استثنایی می چیند یا یک ده ساله که عاشق باله است. در طول سال‌ها، ما متوجه پدیده‌ای شده‌ایم که آن را اصل حمل‌ونقل می‌نامیم: لذت بردن از یک فعالیت، تصویر کودک را از خود تقویت می‌کند، و این به تلاش‌های دیگر نیز منتقل می‌شود. یکی از پسران ما یک ورزشکار طبیعی است، اما علاقه ای به تحصیلات نداشت. با عمل بر اساس اصل حمل و نقل، ما او را تشویق کردیم که از ورزش دو و میدانی لذت ببرد و در عین حال از او در حین کار روی دانشگاهیان حمایت کردیم. با افزایش اعتماد به نفس کلی او، تکالیف مدرسه بهبود یافت. استعدادهای خاص فرزندتان را بشناسید و به او کمک کنید تا بر روی آنها بسازد، سپس شاهد شکوفایی کل فرد باشید.

7. فرزند خود را برای موفقیت تنظیم کنید

کمک به رشد استعدادها و کسب مهارت های فرزندتان بخشی از نظم و انضباط است. اگر توانایی‌هایی را در فرزندتان تشخیص دادید که نمی‌داند، او را تشویق کنید. بین هل دادن و محافظت کردن تعادل برقرار کنید. هر دو لازم است. اگر فرزندتان را تشویق نکنید که تلاش کند، مهارت‌های او بهبود نمی‌یابد و اعتمادساز ارزشمندی را از دست داده‌اید. اگر از کودک خود در برابر انتظارات غیر واقعی محافظت نکنید، احساس شایستگی او تهدید می شود.

مراقب مقایسه های ارزشی باشید

کودکان ارزش خود را با درک اینکه دیگران برایشان ارزش قائل هستند می سنجند. و در جامعه سنجش و آزمایش ما، مهارت‌های کودکان – و بنابراین ارزش آنها – نسبت به دیگران سنجیده می‌شود. فرزند شما ممکن است در تیم سافت بال 0.400 استثنایی بزند، اما اگر هم تیمی هایش 0.500 ضربه بزنند، احساس ناکافی می کند. اگر می‌خواهید کودکی با اعتماد به نفس تربیت کنید، مطمئن شوید که فرزندتان معتقد است که برای او ارزش قائل هستید نه به خاطر عملکردش. این کار را با دادن تماس چشمی فراوان، لمس کردن و توجه متمرکز به او انجام دهید. به عبارت دیگر، صرف نظر از اینکه بازی یا آزمون موفقیت چگونه به دست می‌آید، خودتان را تسلیم کنید.

انتظار نداشته باشید فرزندتان در ورزش یا موسیقی یا تحصیلات عالی باشد فقط به این دلیل که شما این کار را کردید. تنها چیزی که فرزند شما می تواند در آن برتری یابد این است که خودش باشد. او باید بداند که عشق شما به او به تایید شما از عملکرد او بستگی ندارد. این یک تکلیف سخت برای والدینی است که ممکن است برای انجام عشق و پذیرش بزرگ شده باشند.

با دادن دیوار شهرت به آنها اعتماد به نفس خود را افزایش دهید

در گالری موفقیت‌های خانوادگی سیرز، دیوارهای ما جوایز تشویق هایدن، نوارهای اسب ارین، تصاویر لیگ کوچولو متیو و غیره را نمایش می‌دهند. هر کودکی در کاری مهارت دارد. آن را کشف کنید، تشویقش کنید، قاب بندی کنید و نمایش دهید. اگر خانه شما این دیوار را از دست داده است، فرزندتان لحظه شهرت خود را از دست داده است. اگر کودکی دارید که ورزشکار نیست، پیشاهنگی را امتحان کنید. با پیشاهنگی های پسر و پیشاهنگی دختر، همه برنده می شوند و همه نشان های زیادی دریافت می کنند. همانطور که کودکان در کنار ویترین خود قدم می زنند، می توانند پنج تا ده سال موفقیت را در یک نگاه ببینند. این به آنها کمک می کند، به خصوص در مواقعی که ارزش خود در حال تزلزل است.

8. به فرزندتان کمک کنید قبل از اینکه هوشمند در خیابان باشد، عاقل باشد

ممکن است زمانی در طول دوران فرزندپروری خود با این ایده مواجه شوید که یک کودک خردسال باید در معرض فرزندانی با ارزش های متفاوت قرار گیرد تا بتواند خودش انتخاب کند. این ممکن است خوب به نظر برسد، اما تمایل به کار با اعتماد به نفس ندارد. مانند فرستادن یک کشتی به دریا بدون سکان یا ناخدا است. فقط به صورت تصادفی آن کشتی به مقصد مطلوبی می رسد. بچه ها آنقدر ارزشمند هستند که به شانس سپرده شوند.

دوستان فرزندتان را غربال کنید

ارزش ها و خودپنداره کودک تحت تأثیر افراد مهم زندگی او قرار می گیرد – بستگان، مربیان، معلمان، رهبران مذهبی، رهبران پیشاهنگی و دوستان. این به والدین بستگی دارد که کسانی را که شخصیت کودک را پایین می‌آورند شناسایی کنند و کسانی را که شخصیت کودک را می‌سازند تشویق کنند تا کودکی با اعتماد به نفس تربیت کنند. مراقب روابط دوستانه فرزندتان باشید. ابتدا به فرزندتان اجازه دهید دوستان خود را انتخاب کند و بر روابط نظارت کند. در پایان یک تجربه بازی، احساسات کودک خود را بررسی کنید. آیا او در آرامش است یا ناراحت؟ آیا بچه ها با هم سازگار هستند؟ اگر کودک قوی‌تر به جای اینکه او را زمین بزند، کودک شما را به سمت بالا بکشد، اگر یک فرد منفعل با شخصیت قوی همراه شود، مشکلی ندارد.

در حالی که برخی از کودکان عاقلانه به دنبال همبازی های خود می گردند، گاهی اوقات مفید است که کودک خود را با قرار دادن عمدی او در معرض همسالان مناسب قرار دهید. به نظر می رسد که برخی از گروه های کودکان به طور طبیعی با هم خوب کنار می آیند. اگر به نظر می رسد که گروه فرزند شما از ترکیب شیمیایی مناسبی برخوردار نیست، عاقلانه است که مداخله کنید. مارتا از آنجایی که یک مادر ناظر بود، توانست به کمک یکی از فرزندانمان که برای دزدیدن پول از ما مرعوب و باجگیری شده بود، بیاید. این راکت‌باز جوان در محله به دلیل مشکوک شدن مارتا به برخی تماس‌های تلفنی و در یک روز گوش دادن، منهدم شد. بچه هفت ساله وحشت زده ما بالای سرش بود و وقتی ما مداخله کردیم خیلی راحت شد.

خانه ای مناسب برای کودکان داشته باشید

خانه خود را دعوت کننده دوستان فرزندتان کنید. بله، آشفتگی های بیشتری برای تمیز کردن خواهید داشت، اما ارزشش را دارد. میزبانی محله به شما کمک می کند فرزندتان را زیر نظر داشته باشید. این فرصت را به شما می دهد تا سبک اجتماعی فرزندتان را مشاهده کنید و به طور کلی درباره شخصیت فرزندتان بیشتر بیاموزید – اینکه کدام رفتارهای اجتماعی مناسب هستند و نیاز به بهبود دارند. اگر کل بسته نیاز به تغییر مسیر داشته باشد، می‌توانید مداخلات انضباطی را در محل انجام دهید، چه با فرزندتان در یک درس خصوصی یا در گروه درمانی. ریشه های خودپنداره یک کودک خردسال از خانه و پرورش مراقبان می آید.

پس از شش سالگی، نفوذ همسالان اهمیت فزاینده ای پیدا می کند. هر چه ریشه های اعتماد به نفس در خانه عمیق تر باشد، بچه های مجهزتر می توانند با همسالان خود به گونه ای تعامل کنند که به جای از بین بردن آن، ارزش خود را ایجاد کند. آنها می دانند که چگونه با همسالانی که بازی با آنها سرگرم کننده است و کسانی که برای آنها مشکل ایجاد می کنند رفتار کنند. هنگامی که کودکان والدین دلبستگی می شوند، به خوبی برای مدیریت محیط های مختلف (خانه، پدربزرگ و مادربزرگ، پیش دبستانی، مدرسه یکشنبه) با قوانین مختلف به خوبی مجهز هستند. برای رشد اجتماعی سالم، کودک ابتدا باید با خودش راحت باشد قبل از اینکه بتواند با دیگران راحت باشد.

به Homebase بچسبید

در رشد طبیعی، کودک از معلوم به ناشناخته حرکت می کند. او تجربیات جدید را به همان روشی امتحان می کند که یک نوزاد دلبسته جدا شدن از مادر را می آموزد. این کاملاً طبیعی است که یک کودک به طور دوره ای به آسایش شناخته شده (خانه و خانواده اش) عقب نشینی کند، زیرا به تدریج به جنگل ناشناخته ها می رود. داشتن یک پایه دلبستگی قوی برای کودک مهم است. خجالتی بودن به این معنی نیست که کودک تصور ضعیفی از خود دارد. او نیاز به دوز بیشتری از اعتماد به نفس دارد تا بتواند جدول زمانی درونی خود را در سازگاری با موقعیت ها و روابط جدید دنبال کند.

والدین اغلب از خود می پرسند که چه درجه ای از چسبیدن به خانه طبیعی است. به مشکل در طول یک سال نگاه کنید. اگر هیچ تغییری در تمایل کودک به بیرون رفتن نمی بینید، ممکن است ناسالم باشد. اما اگر می بینید که به تدریج از خانه خارج می شود، پس کودک شما صرفاً یک توسعه دهنده اجتماعی محتاط است، که مشخصه کودکان حساس است، که ممکن است به جای روابط سطحی متعدد، چند رابطه معنادار و عمیق ایجاد کنند.

9. با از دست دادن برچسب‌های اعتماد به نفس، کودکی با اعتماد به نفس تربیت کنید

گرگ هفت ساله با افتخار به من گفت: “من مبتلا به آسم هستم.” در واقع، گرگ آسم داشت، اما درمان مشکل جسمی بسیار آسان‌تر از عوارض جانبی عاطفی برچسب او بود. چند پف گشاد کننده برونش و خس خس او برطرف شد، اما برچسب او همچنان باقی ماند. من به طور خصوصی به مادر گرگ اشاره کردم که در هر کودکی که یک بیماری مزمن دارد باید به دو موضوع پرداخت: خود مشکل و واکنش کودک و خانواده به مشکل.

هر کودکی به دنبال هویتی می‌گردد و وقتی پیدا می‌شود، مانند یک علامت تجاری به آن می‌چسبد. «آسمی» به برچسب گرگ تبدیل شده بود و او اغلب آن را می پوشید. تمام روز او حول بیماری اش می چرخید و خانواده اش به جای اینکه روی کل فرد تمرکز کنند، روی این قسمت از گرگ تمرکز کردند. برادران و خواهران گرگ به جای احساس دلسوزی از برنامه ریزی زندگی خود در مورد آسم گرگ خسته شده بودند. آنها نمی توانستند به سفرهای خاصی بروند زیرا گرگ ممکن است خیلی خسته شود. این یک بیماری خانوادگی شد و همه، به جز گرگ، در نقش هایی قرار گرفتند که دوست نداشتند.

از بین بردن برچسب گرگ به معنای از بین بردن عزت نفس گرگ است. بنابراین، ما یک معامله انجام دادیم. من آسم گرگ را درمان می کنم. خانواده از گرگ لذت می بردند و همه ما روی برچسب سالم تری برای پوشیدن «آسمی» کار کردیم.

10. تأثیرات روی فرزندتان را کنترل کنید

مدارس می توانند برای سلامت عاطفی کودک خطرناک باشند. برای تربیت فرزندی با اعتماد به نفس، انتخاب مدرسه (اگر دارید) باید به دقت مورد توجه قرار گیرد. کودک مرتبطی که با همسالان با تربیت و درجات مختلف دلبستگی وارد عرصه مدرسه می شود، مجموعه ای از انتظارات خواهد داشت که ممکن است در مدرسه پیدا نکند. کودکان با رفتارهای متفاوت با چالش های یک گروه اجتماعی جدید روبرو می شوند. اگر کودکی به طور ایمن به مراقبان خود وابسته باشد و به یک تصویر قوی از خود مجهز باشد، ممکن است با این رفتارهای مختلف آزارش ندهد. او ممکن است با خوشحالی به سبک بازی خود پایبند باشد. یا ممکن است ناامید باشد و باعث ایجاد استرس بر شخصیت در حال ظهور او شود. اگر اعتماد به نفس او متزلزل باشد، ممکن است کودک پرخاشگری یا قلدری را طبیعی بداند و این رفتارها را بخشی از خود کند یا به خود اجازه قربانی شدن بدهد.

تأثیرات مدرسه

در حوالی مدرسه ششم کودک با اعتماد به نفس، وقتی کودک شما مدرسه ابتدایی را شروع می کند، بزرگسالان دیگر در زندگی او تأثیرگذار می شوند. اینها افرادی هستند که به اندازه کافی در اطراف فرزند شما هستند تا بر رفتار و ارزش های او تأثیر بگذارند. روزی روزگاری، افراد مهم در زندگی کودک عمدتاً از درون خانواده گسترده می آمدند، اما در جامعه متحرک امروزی، کودک احتمالاً دارای طیف وسیع تری از همسالان و افراد مهم است. این بدان معناست که والدین امروزی باید مراقب باشند که چه کسی چه رفتاری را برای فرزندانشان الگو می‌کند.

اینجاست که سردرگمی در ردیف والدین به عنوان انضباط وجود دارد. دو افراط وجود دارد. در یک طرف، والدینی هستند که احساس می‌کنند برای کودکان سالم است که در دوران رشد، سیستم‌های ارزشی مختلف را تجربه کنند تا در بزرگسالی ذهن بازتری داشته باشند. در طرف دیگر والدینی قرار دارند که می خواهند از فرزند خود در برابر همه تأثیرات بیرونی و هر ایده ای که ممکن است با اعتقادات خودشان متفاوت باشد محافظت کنند. این کودک در فضایی حباب مانند بزرگ می شود. جایی بین این دو افراط، پاسخ درست برای تربیت فرزندی با اعتماد به نفس است.

پیدا کردن حد وسط

انداختن کودک در سنین بسیار پایین به دیگ ذوب ارزش‌های متنوع، قبل از اینکه او ارزش‌های خاص خود را داشته باشد، ممکن است کودکی به وجود آورد که چنان گیج و گیج باشد که وجدان و سیستم ارزشی ثابتی در او ایجاد نشود. والدینی که بیش از حد از آنها محافظت می کنند ممکن است در نهایت با کودکی روبرو شوند که نمی تواند خودش فکر کند و او را در برابر چالش ها آسیب پذیر می کند یا آنقدر قضاوت می کند که هر کسی را با عقاید متفاوت محکوم می کند. جایی در میانه، والدینی هستند که کودک را در یک سیستم ارزشی ثابت قرار می دهند و در مواجهه با سایر نظام های ارزشی او را راهنمایی می کنند.

از آنجایی که کودک دارای یک نظام ارزشی قوی است، برای شروع، بهتر می‌تواند سیستم ارزشی والدینش را در مقابل گزینه‌های جایگزین بسنجد و کد ارزشی استوار خود را توسعه دهد. ممکن است با والدین متفاوت باشد. ممکن است بسیاری از ارزش‌های والدین را با جایگزین‌هایی که از همسالان یا معلمان آموخته‌اند، شامل شود. اما نکته مهم این است که کودک یک نظام ارزشی داشته باشد که از آن عمل کند. او برگی نیست که به پایین دست رودخانه شتاب زده باشد که مسیر کمترین مقاومت را در پیش بگیرد، از مرزهایش سرریز شود و در نهایت به دریای بزرگی از عدم اطمینان فرو رود. بسیاری از کودکان، گاهی تا آخر عمر، در جستجوی ارزش هایی هستند که باید در دوران نوزادی و اوایل کودکی شکل می گرفت.

ارزش های خود را زندگی کنید

والدین با اصطلاح از خود راضی کننده «نهفته» که در دوران کودکی میانسالی به کار می رود، گمراه نشوند. الان وقت خوابیدن و بی خیالی نیست. این سنی است که فرزندان شما وجدان می سازند و نظام ارزشی شما را می آموزند. در واقع، این تنها زمانی در تمام زندگی آنهاست که بدون شک، حداقل در اوایل آن مرحله، نظام ارزشی والدین خود را می پذیرند. آنها به آرامی استانداردهای خود را از طریق تعامل با همسالان، خانواده های دیگر، معلمان، و از طریق روابط محله ای و دوستی های کلیسا/کنیسه شکل می دهند. آنها دنیای بزرگتری را با باورها و رفتارهای گوناگون کشف می کنند.

همانطور که آنها صحبت می کنند (بی پایان) و مشاهده می کنند و در موقعیت های مختلف آزمایش می کنند، در مورد اینکه چگونه رفتار و واکنش را انتخاب می کنند، یاد می گیرند. تلاش با تأخیر برای تحمیل ارزش های خود به نوجوانی که وظیفه اصلی رشد او در این مرحله شناسایی ارزش های خود است دشوار است. بهترین راه برای رساندن ارزش‌هایتان این است که با زندگی کردن با ارزش‌هایتان «حرف‌هایتان را پیش ببرید».

11. به فرزندتان مسئولیت بدهید

کودکان به شغل نیاز دارند. یکی از راه‌های اصلی رشد اعتماد به نفس و درونی کردن ارزش‌ها در کودکان، کمک به حفظ محیط زندگی خانواده، درون و بیرون است. با دادن وظایف خانه به کودکی با اعتماد به نفس تربیت کنید. این به آنها کمک می کند تا احساس ارزشمندی بیشتری داشته باشند و انرژی خود را به سمت رفتارهای مطلوب و مهارت های آموزشی هدایت کنند. این نکات را امتحان کنید:

کارهای کوچکی انجام دهید

از حدود دو سالگی، کودکان می توانند کارهای کوچکی را در خانه انجام دهند. برای جلب علاقه کودک، کارهایی را انتخاب کنید که کودک قبلاً به آنها علاقه نشان داده است. کودک دو ساله ما، لورن، چیزهایی در مورد دستمال سفره داشت، بنابراین ما وظیفه گذاشتن دستمال سفره در هر مکان را به او دادیم. مادری در مطب ما به ما گفت: «نمی‌توانستم کودک سه ساله‌مان را از جاروبرقی دور نگه دارم. بنابراین کار جاروبرقی اتاق خانواده را به او واگذار کردم. او مشغول بود و من کمی از او کار کردم.» از سن دو تا چهار سالگی، کودک می تواند مفهوم مسئولیت پذیری در قبال خود و والدین و وسایل شخصی خود را بیاموزد. زمانی که او احساس مسئولیت در قبال این چیزها را بیاموزد، احساس مسئولیت در قبال جامعه به طور طبیعی در مرحله بعدی رشد به وجود می آید.

وظایف برای سنین 3-6 سال

تا سه سالگی می توان به کودک آموزش داد که سینک و وان را تمیز کند (با استفاده از یک اسفنج و یک قوطی کوچک پاک کننده). کودکان خردسال عاشق مالش دادن هستند. سه و چهار دوست دارند لباس‌های شسته شده را به تاریکی و روشنایی تقسیم کنند. در پنج سالگی، کودک می تواند هر شب در حال شستن ظرف ها باشد. دقیقاً به او یاد دهید که چگونه می خواهید با آنها رفتار شود (مثلاً غذای اضافی در زباله، ظروف شسته شده و سپس در ماشین ظرفشویی قرار داده شود). حتما از لیوان ها و بشقاب های نشکن استفاده کنید و ظرف های نامرتب را در فر قرار دهید تا بعداً توسط یک بزرگسال تمیز شود.

وظایف برای سنین بالای هفت سال

تا هفت سالگی، یک کودک می تواند حداقل یک وعده غذایی در هفته از ابتدا تا انتها بپزد. به او بیاموزید که چگونه غذای مورد علاقه اش را درست کند و به او اجازه دهید نحوه انتخاب مواد را در بازار بیاموزد. کودکان در سن مدرسه را تشویق کنید تا ناهار خود را درست کنند. علاوه بر اینکه به آنها احساس مسئولیت در مورد تغذیه خود می دهند، احتمال بیشتری دارد که آنچه را که درست می کنند بخورند. پس از آموزش، کودک را می توان در آشپزخانه تنها گذاشت، بدون مادر معلق. آرام باشید و با همسرتان صحبت کنید.

با دادن مشاغل خاص، کودکی با اعتماد به نفس تربیت کنید

یک کار را «ویژه» بنامید، و به احتمال زیاد انجام می شود. کلمه “ویژه” هر حلقه جادویی داشته باشد، مطمئناً نتیجه می دهد. شاید کودکی چنین استنباط کند که “من باید خاص باشم زیرا شغل خاصی پیدا می کنم.” یک کودک چهار تا پنج ساله می تواند کارهای از پیش تعیین شده داشته باشد، البته با یادآوری. برای نظم بخشیدن به خانه شلوغ خود، اعلام می کنیم: «زمان مرتب است.» سعی کنید برای هر کودک یک اتاق اختصاص دهید تا مرتب شود. کودکان در هر سنی کمی از اینرسی کار رنج می برند، به خصوص زمانی که کارها فرسوده می شوند و جذابیت سرگرم کننده خود را از دست می دهند. اما گاهی اوقات، کودکان باید یاد بگیرند که کار مقدم بر بازی است. برای شروع، با آنها کار کنید.

ایجاد نمودارهای شغلی

این را به یک فعالیت خلاقانه برای یک جلسه خانوادگی تبدیل کنید. کارهایی را که باید انجام شوند فهرست کنید و اجازه دهید هر کودک در صورت تمایل انتخاب کند و بچرخاند. ما مشاغل را به دو دسته پولی تقسیم می‌کنیم، شغل‌هایی که می‌توانند برای آنها درآمد کسب کنند، و مشاغلی که به‌طور طبیعی از کودکان برای داشتن امتیاز زندگی در خانه‌مان انتظار می‌رود. انتظار داشته باشید که برای ناخواسته ترین مشاغل هزینه بیشتری بپردازید. بهترین کار این است که بلافاصله پس از اینکه کار به طور مسئولانه انجام شد، پرداخت کنید، زیرا کودکان پاداش گرا هستند. در مرحله بعدی رشد، از پنج تا ده سالگی، کودکان می توانند این ارتباط را ایجاد کنند که با افزایش امتیازات، مسئولیت هایی نیز به وجود می آید. وقتی تصمیم گرفتیم یک کلبه خانوادگی بگیریم، توافق بر این بود که صبح‌های شنبه زمان تعمیرات خانوادگی در کلبه باشد و تنها پس از اتمام کار، تفریح ​​شروع شود.

یک باغ خانوادگی بکارید

کاشتن باغ به کودکان می آموزد که آنچه می کارند درو می کنند. در مرحله باغ خانوادگی، زمانی که فرزندانمان کوچکتر بودند، مراقبت از یک باغ و مراقبت از آنها را به هم گره زدیم: گیاهان را آبیاری کنید و خوب رشد کنند، علف های هرز را دور نگه دارید، و گل ها بهتر شکوفا شوند. سایر مشاغل، پسران و دختران وقتی برای اولین بار در کنار والدین آموزش داده می شوند، دوست دارند و به خوبی انجام می دهند عبارتند از: شستن ماشین، جارو کردن مناطق زندگی در فضای باز و پیاده روها، باغبانی، جاروبرقی، گردگیری، و مراقبت از نوزاد. تا هفت یا هشت، آنها می توانند یک بار لباس بپوشند، و تا ده، آنها می توانند خودشان لباس هایشان را بشویید.

وقتی بچه ها در خانه شغلی دارند، نه تنها والدین از مشغله کاری راحت می شوند، بلکه بچه ها احساس می کنند که در یک علت مشارکت دارند. آنها احساس مفید بودن و نیاز می کنند. و انرژی ای که برای خانه خرج می کنند تبدیل به سرمایه ای می شود که در سیستم ارزش آن خانه انجام می دهند.

12. کودکان را تشویق کنید تا احساسات خود را بیان کنند، نه چیزهایی

با آموزش بیان راحت احساسات خود، کودکی با اعتماد به نفس تربیت کنید. بیان راحت احساسات به این معنا نیست که کودک آزاد است در هر ضربه عاطفی منفجر شود، بلکه تعادلی راحت بین ابراز و کنترل احساسات ایجاد می کند. او در نهایت باید بتواند در صورت نیاز، روی احساسات خود سرپوش بگذارد، اما نه آنقدر محکم که نتواند در یک محیط «ایمن»، مانند ورزش کردن (به عنوان مثال، دیوانه‌وار بدود تا بخار را خارج کند)، یا با یک دوست قابل اعتماد

همه نوزادان آزادانه احساسات خود را بیان می کنند. بلوغ از طریق سالها یادگیری چگونگی حفظ آرامش در موقعیت های دشوار ایجاد می شود. کودکی با احساسات لجام گسیخته تبدیل به یک دلقک می شود. فردی که هرگز احساسات خود را ابراز نمی کند بیش از حد محتاط می شود. کنترل بیش از حد یا احساسات بیش از حد هر دو باعث ایجاد مشکلات در زندگی بزرگسالی می شود. پر کردن احساسات هیچ فایده ای برای کودک، والدین یا رابطه ندارد. این به کودک می گوید که شما به خاطر احساسات او با اعتماد به نفس-کودک-سالم تهدید می شوید، یا این پیام را دریافت می کند که شما برای درک احساسات او اهمیتی ندارید.

والدین پاسخگو

کودک نگرش شما را درک می کند و می آموزد که ابراز یا حتی داشتن احساسات خوب نیست. کودک تصمیم می گیرد که احساساتی که با فراز و نشیب های زندگی روزمره او همراه است، ارزشی ندارند. در منطق کودک، اگر احساسات او ارزشمند نباشد، ارزش ندارد. اگر این الگوی بی‌احساس بارها و بارها تکرار شود، کودک به سرعت یاد می‌گیرد که هم احساسات خود را سرکوب کند و بخصوص آن‌ها را از والدینش پنهان کند.

حتی مخرب‌تر از بی‌توجهی، پاسخ دادن به احساسات کودک با پیام‌های خشم است: «نمی‌خواهم دیگر درباره آن ماهی احمق فریاد بشنوم!» ترس از واکنش والدین به احساسات او، کودک را به یک فرد احساس می کند.

از جنبه مثبت، تصور کنید چه اتفاقی می‌افتد وقتی کودک احساس آزادی می‌کند و والدین احساسات او را می‌پذیرند. این مثال را در نظر بگیرید: “بابا، گردنبندی که مادربزرگ برای تولدم به من داده بود شکست.” پدر کاری را که انجام می دهد متوقف می کند و روی فرزندش تمرکز می کند و به چشمان او نگاه می کند و دستش را دور شانه او می گذارد. او می گوید: «متاسفم. این یک گردنبند خاص بود.» هم زبان کلامی و هم زبان بدن او می‌گوید: «من در دسترس شما هستم. احساسات شما برای من مهم است تو برای من مهم هستی.» عکس العمل او باعث می شود که کودک بیشتر در مورد احساسات خود به او بگوید و با صحبت کردن با او، آنها را حل کند. به‌جای عقب‌نشینی در پوسته‌اش یا فوران کردن در یک عصبانیت، راهی برای ابراز ناراحتی به او داده شده است. و با پذیرش احساسات او که بازتابی از خودش است، ارزش خود را افزایش داده است.

آیا عزت نفس فرزندتان را مدیون هستید؟

والدین ممکن است معنای عزت نفس را اشتباه متوجه شوند و احساس کنند که این فقط یک چیز دیگر است که باید به همراه وعده های غذایی معمولی و یک کت گرم زمستانی به فرزندشان بدهند. آنها از هر چیزی که ممکن است عزت نفس را تضعیف کند – تا جایی که مضحک می شود محافظت می کنند. (“اوه، بیلی، تو واقعاً صاف نمی خوانی. فقط به شدت به چالش کشیده می شوی.”) آنها عزت نفس را روزانه اندازه گیری می کنند، زیرا ممکن است فرد درجه حرارت را بگیرد. (“امروز عزت نفس جولی پایین است. برادر بزرگش دیشب او را در چکرز کتک زد.”) هر نوزادی که نیازهایش برآورده می شود، عزت نفس دارد. ، وظیفه شما این است که آنچه را که وجود دارد پرورش دهید، هر کاری که از دستتان بر می آید برای ساختار دادن به محیط کودکتان به گونه ای انجام دهید که او قوی و صاف رشد کند، و از دست زدن به شاخه های حساس خودداری کنید.

شما نمی‌توانید عزت نفس فرزندتان را با تعریف و تمجید، فعالیت با فعالیت در کودکتان ایجاد کنید. والدین در حال حاضر مملو از احساس گناه هستند زیرا ممکن است به اندازه کافی برای تقویت عزت نفس فرزندشان تلاش نکنند. برای تربیت فرزندی با اعتماد به نفس نیازی به مدرک روانشناسی ندارید. بیشتر فرزندپروری آسان و سرگرم کننده است. کودک خود را زیاد در آغوش بگیرید، با حساسیت به نیازهای او پاسخ دهید، از کودک خود لذت ببرید. سپس بنشینید و از شخصی که عزت نفس او به طور طبیعی در حال رشد است لذت ببرید.

راههای مطمئن برای کاهش وزن

راههای مطمئن برای کاهش وزن

در این پست از سایت سرگرمی آناناز قصد داریم به معرفی راههای مطمئن برای کاهش وزن بپردازیم. بسیاری از مردم مطمئن نیستند که چگونه به طور ایمن و طبیعی وزن کم کنند. این کمکی نمی کند که بسیاری از وب سایت ها و تبلیغات، به ویژه آنهایی که متعلق به شرکت هایی هستند که داروهای رژیمی یا سایر محصولات کاهش وزن را می فروشند، اطلاعات نادرست در مورد کاهش وزن را تبلیغ کنند.

بر اساس تحقیقات سال 2014، اکثر افرادی که به دنبال نکاتی در مورد چگونگی کاهش وزن هستند، با اطلاعات نادرست یا گمراه کننده در مورد کاهش وزن مواجه می شوند.

رژیم‌های «مد» و رژیم‌های ورزشی گاهی اوقات می‌توانند خطرناک باشند، زیرا می‌توانند مانع از برآوردن نیازهای غذایی افراد شوند.

به گفته مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری منبع مطمئن، مطمئن ترین مقدار کاهش وزن در هفته بین 1 تا 2 کیلوگرم است. کسانی که در هفته خیلی بیشتر از دست می دهند یا رژیم های غذایی یا برنامه های معمولی را امتحان می کنند، احتمال اینکه بعداً دوباره وزن پیدا کنند، بسیار بیشتر است.

انواع روش های تحقیقاتی برای کمک به فرد برای رسیدن به وزن سالم وجود دارد. این روش ها عبارتند از:

1. همراه داشتن تنقلات سالم در خانه و محل کار

مردم اغلب غذاهای مناسب را میل می کنند، بنابراین بهتر است از نگه داشتن تنقلات و آب نبات های از پیش بسته بندی شده خودداری کنند.

یک منبع معتبر مطالعه نشان داد افرادی که غذاهای ناسالم را در خانه نگه می‌دارند حفظ یا کاهش وزن دشوارتر است.

نگه داشتن میان وعده های سالم در خانه و محل کار می تواند به فرد کمک کند تا نیازهای غذایی خود را برآورده کند و از شکر و نمک اضافی اجتناب کند. گزینه های میان وعده خوب عبارتند از:

  • آجیل بدون نمک یا شکر اضافه شده
  • میوه ها
  • سبزیجات از قبل خرد شده
  • ماست های کم چرب
  • جلبک دریایی خشک شده

2. حذف غذاهای فرآوری شده

یکی از راههای مطمئن برای کاهش وزن ، حذف غذاهای فرآوری شده می باشد. غذاهای فرآوری شده سرشار از سدیم، چربی، کالری و قند هستند. آنها اغلب حاوی مواد مغذی کمتری نسبت به غذاهای کامل هستند.

طبق یک مطالعه تحقیقاتی اولیه، غذاهای فرآوری شده بسیار بیشتر از سایر غذاها منجر به رفتارهای غذایی اعتیادآور می شوند که منجر به پرخوری افراد می شود.

3. خوردن پروتئین بیشتر

رژیم غذایی سرشار از پروتئین می تواند به کاهش وزن کمک کند. مروری بر تحقیقات موجود منبع مورد اعتماد در مورد رژیم های غذایی با پروتئین بالا به این نتیجه رسید که آنها یک استراتژی موفق برای پیشگیری یا درمان چاقی هستند.

در مجموع، داده‌ها نشان داد که رژیم‌های غذایی با پروتئین بالاتر از 25 تا 30 گرم پروتئین در هر وعده غذایی باعث بهبود اشتها، مدیریت وزن بدن، عوامل خطر متابولیک قلبی یا همه این پیامدهای سلامتی می‌شوند.

فرد باید بیشتر تخم مرغ، مرغ، ماهی، گوشت بدون چربی و لوبیا بخورد. این غذاها همگی سرشار از پروتئین و نسبتاً کم چربی هستند. پروتئین های بدون چربی عبارتند از:

  • ماهی
  • لوبیا، نخود و عدس
  • مرغ سفید
  • پنیر کم چرب
  • توفو

4. ترک خوردن شکر اضافه شده

اجتناب از مصرف شکر همیشه آسان نیست، اما حذف غذاهای فرآوری شده اولین قدم مثبتی است که باید برداشته شود.

بر اساس موسسه ملی سرطان، مردان 19 ساله و بالاتر به طور متوسط ​​بیش از 19 قاشق چایخوری شکر اضافه شده در روز مصرف می کنند. زنان در همان گروه سنی بیش از 14 قاشق چایخوری شکر اضافه شده در روز مصرف می کنند.

بیشتر قندی که مردم مصرف می کنند از فروکتوز می آید که کبد آن را تجزیه کرده و به چربی تبدیل می کند. پس از اینکه کبد قند را به چربی تبدیل کرد، این سلول های چربی را در خون آزاد می کند که می تواند منجر به افزایش وزن شود.

5. نوشیدن قهوه سیاه

اگر فرد از افزودن قند و چربی خودداری کند، قهوه ممکن است اثرات مثبتی بر سلامتی داشته باشد. نویسندگان یک مقاله مروری مورد اعتماد اشاره کردند که قهوه متابولیسم کربوهیدرات ها و چربی ها را در بدن بهبود می بخشد.

همین بررسی ارتباط بین مصرف قهوه و کاهش خطر ابتلا به دیابت و بیماری کبد را برجسته کرد.

6. هیدراته ماندن

آب بهترین مایعی است که فرد می تواند در طول روز بنوشد. این ماده حاوی کالری نیست و فواید زیادی برای سلامتی دارد.

وقتی فردی در طول روز آب می‌نوشد، آب به افزایش متابولیسم او کمک می‌کند. نوشیدن آب قبل از غذا نیز می تواند به کاهش میزان غذای آنها کمک کند.

در نهایت، اگر مردم نوشیدنی های شیرین را با آب جایگزین کنند، این به کاهش کل کالری مصرفی آنها در طول روز کمک می کند.

7. اجتناب از کالری در نوشیدنی

نوشابه ها، آب میوه ها و نوشیدنی های ورزشی و انرژی زا اغلب حاوی قند اضافی هستند که می تواند منجر به افزایش وزن شود و کاهش وزن را برای فرد دشوارتر کند.

سایر نوشیدنی های پر کالری شامل الکل و قهوه های مخصوص مانند لاته است که حاوی شیر و شکر است.

افراد می توانند هر روز حداقل یکی از این نوشیدنی ها را با آب، آب گازدار با لیمو یا یک چای گیاهی جایگزین کنند.

8. اجتناب از کربوهیدرات های تصفیه شده

شواهد موجود در مجله آمریکایی تغذیه بالینی منبع معتبر نشان می دهد که کربوهیدرات های تصفیه شده ممکن است بیشتر از چربی های اشباع شده به متابولیسم بدن آسیب برساند.

در پاسخ به هجوم قند از کربوهیدرات های تصفیه شده، کبد چربی ایجاد کرده و وارد جریان خون می کند.

برای کاهش وزن و حفظ آن، فرد می تواند به جای آن غلات کامل بخورد.

کربوهیدرات های تصفیه شده یا ساده شامل غذاهای زیر است:

  • برنج سفید
  • نان سفید
  • آرد سفید
  • آب نبات
  • بسیاری از انواع غلات
  • قندهای اضافه شده
  • بسیاری از انواع ماکارونی

برنج، نان و پاستا همگی در انواع غلات کامل موجود هستند که می توانند به کاهش وزن و محافظت از بدن در برابر بیماری کمک کنند.

9. روزه داری

روزه گرفتن برای دوره های کوتاه ممکن است به کاهش وزن کمک کند. طبق یک مطالعه در سال 2015، روزه داری متناوب یا روزه داری متناوب می تواند به کاهش وزن و حفظ کاهش وزن کمک کند.

با این حال، همه نباید روزه بگیرند. روزه داری می تواند برای کودکان، نوجوانان در حال رشد، زنان باردار، افراد مسن و افرادی که دارای بیماری های زمینه ای هستند خطرناک باشد.

10. یادداشت روزانه کالری های غذایی

شمارش کالری می تواند راه موثری برای جلوگیری از پرخوری باشد. با شمارش کالری، فرد دقیقاً متوجه می شود که چقدر کالری مصرف می کند. این آگاهی می تواند به آنها کمک کند کالری های غیر ضروری را کاهش دهند و انتخاب های غذایی بهتری داشته باشند.

یک ژورنال غذایی می تواند به فرد کمک کند تا در مورد اینکه چه چیزی و چه مقدار در روز مصرف می کند فکر کند. با انجام این کار، آنها همچنین می توانند اطمینان حاصل کنند که به اندازه کافی از هر گروه غذایی سالم مانند سبزیجات و پروتئین دریافت می کنند.

11. مسواک زدن بین وعده های غذایی یا زودتر در شب

علاوه بر بهبود بهداشت دهان و دندان، مسواک زدن دندان ها می تواند به کاهش وسوسه خوردن میان وعده بین وعده های غذایی کمک کند.

اگر فردی که شب ها به طور مکرر تنقلات می خورد، شب ها زودتر دندان های خود را مسواک بزند، ممکن است کمتر تمایل به خوردن میان وعده های غیر ضروری داشته باشد.

12. خوردن میوه و سبزیجات بیشتر

رژیم غذایی سرشار از میوه ها و سبزیجات می تواند به کاهش وزن و حفظ کاهش وزن کمک کند.

یک بررسی سیستماتیک از این ادعا حمایت می کنند و بیان می کنند که ترویج افزایش مصرف میوه و سبزیجات بعید است که باعث افزایش وزن شود، حتی بدون توصیه به مردم برای کاهش مصرف سایر غذاها.

13. کاهش مصرف کربوهیدرات

رژیم‌های کم کربوهیدرات‌های ساده می‌توانند با محدود کردن مقدار قند اضافی که می‌خورند به کاهش وزن کمک کنند.

رژیم های سالم کم کربوهیدرات بر مصرف کربوهیدرات های کامل، چربی های خوب، فیبر و پروتئین های بدون چربی تمرکز دارند. به جای محدود کردن تمام کربوهیدرات ها برای یک دوره کوتاه، این باید یک تنظیم رژیم غذایی پایدار و طولانی مدت باشد.

تحقیقات نشان می‌دهد که محدود کردن کربوهیدرات‌های تصفیه‌شده با کاهش سطح کلسترول بد در بدن و بهبود عوامل خطر متابولیک برای افراد نیز مفید است.

14. خوردن فیبر بیشتر

فیبر چندین مزیت بالقوه را برای فردی که به دنبال کاهش وزن است ارائه می دهد. تحقیقات نشان می دهد که افزایش مصرف فیبر می‌تواند به فرد کمک کند سریع‌تر احساس سیری کند.

علاوه بر این، فیبر با تقویت هضم و متعادل کردن باکتری‌های روده به کاهش وزن کمک می‌کند.

15. افزایش منظم تمرینات قلبی عروقی و مقاومتی

بسیاری از افراد به طور منظم ورزش نمی کنند و همچنین ممکن است مشاغل کم تحرک داشته باشند. مهم است که هم ورزش های قلبی عروقی (قلبی) مانند دویدن یا پیاده روی و هم تمرینات مقاومتی را در یک برنامه ورزشی منظم بگنجانید.

تمرینات قلبی عروقی به بدن کمک می کند تا به سرعت کالری بسوزاند در حالی که تمرینات مقاومتی توده عضلانی بدون چربی می سازد. توده عضلانی می تواند به افراد کمک کند در زمان استراحت کالری بیشتری بسوزانند.

علاوه بر این، تحقیقاتی نشان داده است که افرادی که در تمرینات تناوبی با شدت بالا (HIIT) شرکت می‌کنند، نسبت به افرادی که از سایر روش‌های رایج کاهش وزن استفاده می‌کنند، می‌توانند وزن بیشتری از دست بدهند و بهبود بیشتری در سلامت قلب و عروق خود ببینند.

16. مصرف پروتئین آب پنیر

افرادی که از پروتئین آب پنیر استفاده می کنند ممکن است توده عضلانی بدون چربی خود را افزایش دهند و در عین حال چربی بدن را کاهش دهند که می تواند به کاهش وزن کمک کند.

تحقیقات انجام شده در سال 2014 نشان داد که پروتئین آب پنیر در ترکیب با ورزش یا رژیم کاهش وزن ممکن است به کاهش وزن و چربی بدن کمک کند.

17. آهسته غذا خوردن

آهسته غذا خوردن می تواند به فرد کمک کند تا تعداد کل کالری هایی را که در یک جلسه مصرف می کند کاهش دهد. دلیل این امر این است که ممکن است مغز مدتی طول بکشد تا بفهمد معده پر است.

یک مطالعه نشان داد که سریع غذا خوردن با چاقی ارتباط دارد. در حالی که این مطالعه نمی تواند مداخلاتی را برای کمک به فرد در خوردن آهسته تر توصیه کند، نتایج نشان می دهد که خوردن غذا با سرعت کمتر می تواند به کاهش کالری دریافتی کمک کند.

جویدن کامل غذا و خوردن سر میز با دیگران ممکن است به فرد کمک کند هنگام غذا خوردن سرعت خود را کاهش دهد.

18. اضافه کردن فلفل قرمز

افزودن ادویه به غذاها ممکن است به کاهش وزن کمک کند. کپسایسین یک ماده شیمیایی است که معمولا در ادویه جات ترشی جات مانند پودر فلفل قرمز وجود دارد و ممکن است اثرات مثبتی داشته باشد.

به عنوان مثال، تحقیقات نشان می دهد که کپسایسین می تواند به سوزاندن چربی و افزایش متابولیسم کمک کند، البته با نرخ بسیار پایین.

19. خواب بیشتر

بین چاقی و کمبود خواب با کیفیت ارتباط وجود دارد. تحقیقات نشان می دهد که خواب کافی می تواند به کاهش وزن کمک کند.

محققان دریافتند زنانی که کیفیت خواب خود را ضعیف یا منصفانه توصیف می‌کنند، نسبت به زنانی که کیفیت خواب خود را بسیار خوب گزارش کرده‌اند، کمتر موفق به کاهش وزن می‌شوند.

20. استفاده از بشقاب کوچکتر

استفاده از بشقاب های کوچکتر می تواند تأثیر روانی مثبتی داشته باشد. افراد تمایل دارند بشقاب خود را پر کنند، بنابراین کاهش اندازه بشقاب ممکن است به کاهش مقدار غذایی که فرد در یک جلسه می خورد کمک کند.

یک بررسی سیستماتیک در سال 2015 به این نتیجه رسید که کاهش اندازه بشقاب می تواند بر کنترل بخش و مصرف انرژی تأثیر بگذارد، اما مشخص نیست که آیا این مورد در طیف وسیعی از اندازه های وعده قابل اجرا است یا خیر.

خلاصه پایانی

افرادی که به دنبال کاهش وزن ایمن و طبیعی هستند، باید به جای اتخاذ تدابیر موقت، روی ایجاد تغییرات دائمی در سبک زندگی تمرکز کنند.

برای افراد حیاتی است که بر ایجاد تغییراتی که می توانند حفظ کنند تمرکز کنند. در برخی موارد، یک فرد ممکن است ترجیح دهد تغییرات را به تدریج اعمال کند یا سعی کند هر بار یکی را معرفی کند.

هر کسی که کاهش وزن را چالش برانگیز می داند، ممکن است از صحبت کردن با یک پزشک یا متخصص تغذیه برای یافتن برنامه ای که برای او مناسب است، سود ببرد.

راهکارهای قدرتمند برای تقویت قلب

راهکارهای قدرتمند برای تقویت قلب

در این پست از سایت سرگرمی آناناز قصد داریم به معرفی راهکارهای قدرتمند برای تقویت قلب بپردازیم. بیماری قلبی علت شماره 1 مرگ و میر در سراسر جهان است و عمدتاً با تغییر سبک زندگی و مدیریت عوامل خطر قابل پیشگیری است. به افتخار ماه قلب آمریکا، در اینجا هفت راه وجود دارد که می توانید از تبدیل شدن به یک آمار جلوگیری کنید.

1. تحرک داشته باشید

قلب شما یک ماهیچه است و مانند هر ماهیچه ای، ورزش چیزی است که آن را تقویت می کند.

اولین قدم این است که ضربان قلب هدف خود را تعیین کنید، سپس فعالیتی را پیدا کنید که از آن لذت می برید و می توانید در طولانی مدت به آن ادامه دهید.

2. سیگار را ترک کنید

ترک سیگار سخت است. اما می دانید که ترک سیگار مهم است و یکی از بزرگترین دلایل آن ارتباط آن با بیماری قلبی است.

در اینجا چند راهکار برای ترک سیگار و قوی ماندن آورده شده است.

3. کاهش وزن

کاهش وزن چیزی فراتر از رژیم غذایی و ورزش است. دکتر باوانی نادسواران می گوید: این یک سفر شخصی است که شامل یافتن چیزهایی است که دوست دارید و برای شما مفید است.

این نکات کاهش وزن طولانی مدت را بخوانید و ببینید آیا هر یک از آنها چیزی است که می توانید به آن پایبند باشید.

4. غذاهای مفید برای قلب بخورید

ماهی سالمون و گواکامول سرشار از چربی‌های سالم هستند که برای قلب مفید هستند.

برای گردهمایی بعدی خود ماهی سالمون را با سبزیجات پخش کنید ›
گواکاموله سالم برای قلب نیز یک پیش غذای عالی است ›
یا ماهی سالمون کباب شده آسان چطور؟ ›

5. شکلات را فراموش نکنید

خبر خوب: شکلات و شراب به سلامت قلب کمک می کنند.

خبر بد: فقط در حد اعتدال.

الکل و کاکائو (یک عنصر کلیدی در شکلات) دارای آنتی اکسیدان هایی هستند که نشان داده اند کلسترول خوب را افزایش می دهند، کلسترول بد را کاهش می دهند و عملکرد لخته شدن خون را بهبود می بخشند.

6. پرخوری نکنید

اگرچه این توصیه در درجه اول در طول تعطیلات اعمال می شود، زمانی که مرگ و میر ناشی از حملات قلبی به لطف مقادیر زیاد غذا و وسوسه افزایش می یابد، این توصیه در تمام سال معتبر است.

خوردن مقدار زیادی غذا به یکباره منجر به موارد زیر می شود:

  • انتقال خون از قلب به دستگاه گوارش
  • ضربان قلب سریعتر و نامنظم، که می تواند منجر به حمله قلبی یا نارسایی قلبی شود

۷- استرس نداشته باشید

بیش از 1400 پاسخ بیوشیمیایی به استرس وجود دارد، از جمله افزایش فشار خون و ضربان قلب سریعتر. اگر استرس خود را مدیریت نکنید، می تواند استرس بیشتری ایجاد کند و شما را در یک چرخه استرس گرفتار کند.

راهکارهایی برای کمک به کودکان مبتلا به اضطراب

راهکارهایی برای کمک به کودکان مبتلا به اضطراب

در این پست از سایت سرگرمی آناناز قصد داریم به معرفی راهکارهایی برای کمک به کودکان مبتلا به اضطراب بپردازیم. اضطراب دوران کودکی می تواند با رشد کودکان بدتر شود. عدم درمان اضطراب می تواند بر سلامت جسمی و روحی تأثیر بگذارد. در اینجا نحوه کمک به فرزندتان برای مدیریت اضطراب به تنهایی آورده شده است.

پدرانی که شجاعانه در اطراف اتاق خواب ها گشت می زنند (چراغ قوه مطمئن در دست) تا به کودک ترسیده نشان دهند که هیچ موجود چند پا و پرمویی در زیر تخت آنها پنهان نشده است، مراسم شبانه ای است که به طور مرتب در خانه ها انجام می شود. اما وقتی اضطراب عنکبوت شما را از خوابیدن دور از خانه یا مسافرت باز می دارد، این یک مشکل است. این عنکبوت نیست که شما را از انجام کارهای ماجراجویانه باز می دارد. این شما هستید و اضطراب شما که شما را متوقف می کند.

مهم است که تفاوت بین اضطراب عادی و یک اختلال اضطرابی را بدانید. ترس از عنکبوت ها، حشرات، پرندگان، هیولاها یا غریبه ها ترس های رایج دوران کودکی محسوب می شوند که ممکن است باعث ایجاد اضطراب موقت در کودک شوند. این یک پاسخ عادی است. اما، صرف نظر از محرک (عنکبوت، سگ، رفتن به مدرسه، ملاقات با افراد جدید)، اضطراب معمولی زمانی سمی می شود که افکار کودک را به شکلی همه جانبه به خود مشغول کند و بر توانایی کودک برای درگیر شدن در فعالیت های عادی تأثیر منفی می گذارد.

اضطراب معمولی یا اختلال اضطرابی؟ چگونه تفاوت را تشخیص دهیم

هر فرد، کودک و بزرگسال، در مقطعی احساس اضطراب می کند. اضطراب یک احساس عادی است که هدفی دوگانه دارد. این ما را از انجام کار خطرناک باز می دارد و می تواند به ما نیز انگیزه دهد. اختلالات به عنوان مثال، اضطراب ممکن است کودک را برانگیزد تا پیانو را برای رسیتال خود تمرین کند یا تشویق کودک برای انجام تکالیف خود باشد تا بتواند برای کلاس آماده شود.

آنچه اضطراب عادی را از اضطراب مشکل‌ساز متمایز می‌کند، درجه‌ای است که اضطراب در عملکردی که برای یک کودک در یک سن خاص یا مرحله رشد انتظار دارید تداخل می‌کند. کودکان مبتلا به اختلالات اضطرابی ناگزیر شروع به اجتناب از موقعیت ها، چیزها، افراد و مکان هایی می کنند که آنها را مضطرب می کند. اجتناب نشانه بارز اختلالات اضطرابی است.

علل اختلال اضطرابی دوران کودکی

به گفته مؤسسه ملی سلامت روان ، هم عوامل ژنتیکی و هم عوامل محیطی در خطر ابتلا به اختلال اضطراب نقش دارند. تحقیقات نشان می‌دهد که زیست‌شناسی، بیوشیمی، موقعیت‌های زندگی و رفتارهای آموخته‌شده همگی نقش دارند. بسیاری از بچه های مضطرب اعضای خانواده مضطرب دارند. کودکان رفتارهایشان را بر اساس آنچه می بینند الگو می کنند.

و سپس مولفه ژنتیکی وجود دارد. اختلالات اضطرابی در خانواده ها دیده می شود، اما سابقه خانوادگی به این معنا نیست که کودک قرار است به این اختلال مبتلا شود. رفتار والدین می‌تواند مشکل کودکان را تشدید و بدتر کند، اما این همان چیزی نیست که بگوییم والدین در وهله اول علت این مشکل کودک هستند.

خیلی به حساسیت ذاتی کودک، پویایی خانواده و تجربیات زندگی بستگی دارد. برخی از کودکان استعداد طبیعی یا آسیب پذیری نسبت به اضطراب دارند یا در تنظیم احساسات اضطراب و ترس خود مشکل دارند. و این به این دلیل نیست که والدین آنها این کار را انجام داده اند یا آن کار را انجام نداده اند.

خواندن نشانه ها: اضطراب در کودکان چگونه به نظر می رسد

اختلالات اضطرابی خود را از راه های جسمی و روانی نشان می دهند. چگونگی بروز اختلال اضطرابی به سن کودک و نوع اختلال اضطرابی بستگی دارد. از آنجایی که اضطراب می تواند از طریق علائم فیزیکی ظاهر شود، مهم است که با یک متخصص اطفال مشورت کنید تا مطمئن شوید که رفتارها و علائم مربوط به اضطراب هستند و به دلیل یک بیماری زمینه ای نیستند.

برخی علائم عمومی:

  • در مورد کودکان نوپا و خردسالان، والدین ممکن است متوجه افزایش تحریک پذیری، گریه بیش از حد، عصبانیت و همچنین دشواری بیشتر در خود آرام سازی یا خود تنظیمی شوند.
  • کودکان خردسال ممکن است رفتارهای واپسگرایانه ای مانند خیس کردن در رختخواب (با فرض اینکه کودک آموزش توالت داشته باشد) یا چسبیدن بیش از حد از خود نشان دهند.
  • در تمام گروه های سنی، کودکان مبتلا به اختلالات اضطرابی ممکن است علائم فیزیکی مانند معده و سردرد، اصرار مکرر در دستشویی، تنفس سریع، درد قفسه سینه، تنگی نفس، تهوع و استفراغ، کم اشتهایی، دردهای عضلانی و تنش و مشکلات خواب را نشان دهند. برخی از کودکان دچار حملات تهوع و خفگی می شوند.
  • علائم روانی و رفتاری عبارتند از: اطمینان‌جویی مکرر، نیاز به انجام کارها دقیقاً به همان روش و به همان ترتیب (سخت)، احساس تهدید غیرمنطقی یا تحت تأثیر تجارب جدید. اجتناب از هر موقعیتی – مدرسه، افراد و مکان‌ها، رویدادها، اجتماعات – اضطراب آنها را تحریک یا تشدید می‌کند.
  • هوشیاری بیش از حد به این معنی است که کودک در حالت آماده‌باش قرار دارد و دائماً محیط خود را زیر نظر دارد و همه چیز را در اطراف خود تحت نظر دارد. کودکان بیش از حد هوشیار اغلب نشانه های بی ضرر را به عنوان نشانه های خطر به اشتباه تعبیر می کنند. در حالی که نظارت بر اتاق یک استعداد مفید برای جاسوسان است، اما برای یک کودک خسته کننده است.

انواع اختلالات اضطرابی در کودکان

اضطراب جدایی: نگرانی بیش از حد از اینکه اگر کودک در کنار والدین، مراقب یا هرکسی که به او وابسته است نباشد، اتفاق بدی رخ خواهد داد. کودک ممکن است تمایلی نداشته باشد یا از ماندن در خانه یکی از اقوام یا دوستان خود، تنها خوابیدن یا رفتن به مدرسه امتناع کند. بسیاری از کودکان بین 18 ماهگی تا سه سالگی اضطراب جدایی را تجربه می‌کنند، زمانی که احساس اضطراب زمانی که والدین اتاق را ترک می‌کنند یا از دید خارج می‌شوند، طبیعی است. معمولاً کودکان می توانند از این احساسات منحرف شوند. با این حال، اضطراب جدایی ممکن است زمانی که کودک بزرگتر است و به خصوص بین سنین 7 تا 9 سالگی ظاهر شود یا دوباره ظاهر شود.

اختلال اضطراب فراگیر: اضطراب مزمن و نگرانی بیش از حد در مورد همه چیز و زندگی روزمره. کودک مبتلا به آن نگران معنای تاریخ بازی لغو شده یا پاسخ تاخیری به پیام متنی است. کودکان مبتلا به آن نگران اتفاقات بدی هستند که برای افرادی که دوستشان دارند اتفاق می افتد یا اینکه هیچ کس به جشن تولدی که از ابتدا نمی خواستند نمی آید. این نگرانی در رابطه با رویدادهایی که باعث نگرانی شده است، بیش از حد است. این نوع نگرانی خسته کننده است زیرا کودکان بطور مزمن و دائم نگران هستند و نمی توانند این افکار را کنترل کنند. علاوه بر این، کودکان مبتلا به آن اغلب به غرایز خود اعتماد ندارند و به دنبال تایید یا اطمینان مداوم از دیگران هستند.

اختلال هراس: تصور کنید ده ساله هستید و ناگهان، بدون هیچ هشداری، ترس شدیدی را تجربه می کنید که احساس می کنید در حال غش کردن هستید. قلبت می تپد. شما ترسیده اید و احساس می کنید کنترل ندارید. ممکن است دچار تنگی نفس و درد قفسه سینه شوید. این یک حمله پانیک است.

حمله پانیک معمولاً حدود 15 تا 30 دقیقه طول می کشد (در 10 دقیقه به اوج خود می رسد) در حالی که ترس ناشی از حمله دیگر ادامه دارد و ترس از بازگشت هراس همان چیزی است که رفتار اجتنابی را برای جلوگیری از حمله دیگر تحریک می کند.

فوبیاها: در حالی که این ترس های غیرمنطقی و مداوم می توانند توسط یک حادثه واقعی ایجاد شوند. اتهام زدن توسط سگ ممکن است به فوبیای سگ منجر شود، برای مثال، بیشتر فوبیاها بدون حادثه قبلی ظاهر می شوند. کودکان می توانند نسبت به موقعیت ها، اشیاء، مکان ها و افراد فوبیا ایجاد کنند. هنگامی که فوبیا شروع می شود، کودک از موضوع ترس خود دوری می کند و در صورت قرار گرفتن در معرض آن، رفتارهای ناراحت کننده ای مانند گریه کردن، عصبانیت و عصبانیت از خود نشان می دهد.

اختلال اضطراب اجتماعی: با ترس یا نگرانی شدید در مورد قضاوت شدن توسط دیگران مشخص می شود، کودکان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی از اینکه دیگران چگونه آنها را درک می کنند عذاب می کشند. اغلب، آنها می ترسند که احمق به نظر برسند یا در مقابل همسالان خود خجالت زده شوند. این اختلال به ویژه مخرب است، زیرا می تواند بر تمایل کودک برای حضور در مدرسه یا شرکت در کلاس درس تأثیر بگذارد و می تواند اجتماعی شدن عادی با همسالان را خنثی کند و مانع دوست یابی شود.

لالی انتخابی: یکی از اختلالات اضطرابی رایج نیست، لالی انتخابی زمانی است که کودک به راحتی و به طور عادی با افراد خاصی -والدین، خواهر و برادرها و دوستان نزدیک- صحبت می کند، اما خارج از این دایره درونی صحبت نمی کند. اغلب والدین این رفتار را نمی بینند تا زمانی که معلم به آنها هشدار دهد که کودک در مدرسه صحبت نمی کند. از جنبه مثبت، کودکان معمولاً از این اختلال اضطرابی بیشتر می شوند.

اختلال وسواس فکری اجباری (OCD): کودکان مبتلا به این اختلال با افکار، وسواس‌ها و اجبارهای ناراحت‌کننده، اضطراب‌آور آزاردهنده هستند که با انجام رفتارهای تشریفاتی، حداقل به‌طور موقت تسکین می‌یابند. ترس کودک از میکروب ها ممکن است به عنوان مثال به شستن دست های تشریفاتی و مکرر منجر شود. از دیگر آداب و رسوم می توان به چیدمان متقارن اشیا، بررسی و بازرسی مجدد چراغ ها، درها و قفل ها اشاره کرد. در حالی که انجام تشریفات به طور موقت اضطراب را کاهش می دهد، افکار مزاحم و اجبار به انجام مراسم برمی گردند.

چه زمانی باید برای کودک مضطربم به دنبال کمک حرفه ای باشم؟

اختلالات اضطرابی کودک در زمانی که با رفتار زیر همراه باشد:

  • زمانی که کودک خانه را مختل می کند و در فعالیت ها و زندگی خانواده اختلال ایجاد می کند.
  • زمانی که کودک چندین بار در روز یا هفته ناراحت می شود.
  • زمانی که فراوانی و شدت ترس‌ها افزایش می‌یابد (ممکن است با بازی کردن، غرق شدن، جیغ زدن، فریاد زدن یا عصبانیت همراه باشد).
  • زمانی که اضطراب منجر به رفتار اجتنابی قابل توجهی می شود. کودک به طور مداوم و پیوسته بهانه می آورد تا از مدرسه یا موقعیت های دیگری که ممکن است باعث ایجاد اضطراب شود دوری کند.
  • زمانی که این اختلال تعامل، دوست‌یابی یا حفظ دوستان را برای کودک دشوار می‌کند.
  • زمانی که عادات خواب مختل می شود
  • زمانی که شروع به دیدن رفتارها و تشریفات اجباری مانند شستن مکرر دست ها، شمردن، بررسی اشیا می کنید و زمانی که کودک امتناع می کند یا نمی تواند بدون انجام این تشریفات از خانه خارج شود.
  • هنگامی که کودک شما الگویی از علائم فیزیکی را نشان می دهد که برای کودک مخرب و مضر هستند (استفراغ، معده درد و غیره).
  • هنگامی که کودک شما حملات پانیک را تجربه می کند که با تپش قلب، تعریق، حالت تهوع، تهویه هوا مشخص می شود.

درمان اختلالات اضطرابی دوران کودکی

اگر مشکوک هستید که فرزندتان به اختلالی مبتلا است، اولین قدم این است که به یک درمانگر آموزش دیده مراجعه کنید که یک شرح حال کامل می گیرد، با والدین، اعضای خانواده و کودک درباره ترس ها و رفتارش صحبت می کند و از آنها سؤال می کند. درمانگر می تواند بر اساس اطلاعات جمع آوری شده از طریق این مصاحبه ها اختلال اضطراب خاص کودک را تشخیص دهد.

درمان های اختلال اضطرابی

درمان شناختی رفتاری (CBT) اغلب به عنوان درمان “استاندارد طلایی” برای اختلالات اضطرابی توصیف می شود، CBT یک درمان کوتاه مدت (معمولا 12 هفته) است که اصل اصلی آن این است که ما چه فکر می کنیم، چه احساسی داریم و چگونه رفتار می کنیم. همه ارتباط نزدیکی دارند و با هم به شدت بر رفاه تأثیر می گذارند. در طول جلسات درمانی، کودکان به تدریج درک می کنند که آنچه آنها فکر می کنند و انجام می دهند بر احساس آنها تأثیر می گذارد. آنها همچنین یاد می گیرند که چگونه اعتبار افکار منفی را به چالش بکشند و آنها را زیر سوال ببرند و آنها را با افکار مثبت جایگزین کنند. CBT به بچه‌ها کمک می‌کند بفهمند که اجتناب از ترس، ترس را قوی‌تر می‌کند، در حالی که مواجهه با ترس، کودک را قوی‌تر می‌کند. درمانگر به کودک کمک می کند تا تکنیک هایی را تمرین کند تا به او کمک کند تا با نگرانی های خود روبرو شود و اضطراب مرتبط با آن را تحمل کند و اعتماد به نفس او را از طریق تمجید و از طریق دستاوردهای خود تقویت می کند.

کودک از طریق قرار گرفتن در موقعیت های اضطراب زا بهتر می تواند موقعیت های اضطراب آور و نگرانی های مرتبط با آن را تحمل کند. برای موفقیت آمیز بودن CBT، کودک باید به طور فعال و مداوم در درمان شرکت کند و تمرینات مورد نیاز را خارج از جلسات انجام دهد. برای برخی از کودکان، به ویژه کودکان خردسال، این می تواند چالش برانگیز باشد، بنابراین بسیار مهم است که کودک و درمانگر رابطه قوی داشته باشند.

درمان پذیرش و تعهد (ACT) از تکنیک‌های پذیرش و تمرکز حواس برای کمک به کودکان برای یادگیری زندگی در لحظه و بدون قضاوت خود به عنوان راهی برای دفع یا کنار آمدن با افکار یا رفتارهای ناخواسته استفاده می‌کند. یکی از بخش‌های کلیدی در شناخت نگرانی‌ها این است که بتوانیم خود را از آنها جدا کنیم و از آنها فاصله بگیریم.

رفتار درمانی دیالکتیکی (DBT) نوعی از CBT است. DBT بر کمک به افراد مبتلا به اختلالات اضطرابی تمرکز دارد تا توانایی خود را برای کنترل اضطراب یا پریشانی بدون توسل به اجتناب یا واکنش بیش از حد به موقعیت ها تقویت کنند. در DBT، تاکید بر کمک به کودک است که مسئولیت مشکلات خود را بپذیرد. DBT آنها را تشویق می کند تا در مورد احساسات و اضطراب شدید صحبت کنند.

والدین حمایتی برای احساسات مضطرب دوران کودکی (SPACE) یک برنامه مبتنی بر والدین است که بر تغییراتی که والدین می توانند در رفتار خود برای کمک به کودکان و نوجوانان مبتلا به اضطراب، OCD و مشکلات مرتبط ایجاد کنند متمرکز است. این برنامه که توسط لبوویتز و تیمش در مرکز مطالعات کودک ییل ابداع شده است، به والدین کمک می‌کند تا یاد بگیرند که چگونه «به رفتارهای اضطرابی به شیوه‌ای حمایت‌کننده پاسخ دهند و مسکنی را که برای «کنترل» یا کاهش علائم فرزندشان انجام داده‌اند، کاهش دهند. طبق مطالعه ای که در مجله آکادمی روانپزشکی کودکان و نوجوانان آمریکا منتشر شده است، برنامه SPACE به اندازه درمان شناختی رفتاری فردی برای درمان اختلال اضطرابی کودکی و نوجوانی مؤثر است.

خبر خوب این است که اختلالات اضطرابی در کودکان قابل درمان است و گزینه های درمانی متفاوتی وجود دارد. اغلب ترکیبی از درمان‌ها بسیار مفید است. و اگر کودک هنوز بهبود نیافت، دارو یک گزینه است.

چگونه به کودکان با اضطراب کمک کنیم

والدین نقش مهم و اساسی در کمک به کودکان برای مقابله با اختلالات اضطرابی دارند. یکی از راه‌های حیاتی که والدین می‌توانند در کاهش اضطراب کودک مؤثر باشند، تقویت ناخواسته آن است. واکنش طبیعی کودکان به اضطراب، تکیه کردن به والدین برای کمک است و این یک روش طبیعی است که انسان در جوانی به ترس یا اضطراب واکنش نشان می‌دهد. پاسخ جنگ یا فرار، بچه ها این ظرفیت را ندارند. آنها طوری برنامه‌ریزی شده‌اند که با علامت دادن به والدین (یا مراقب) خود به ترس پاسخ دهند تا والدین بتوانند از کودک محافظت کرده و آرام کنند تا زمانی که خطر درک شده از بین برود. والدین به نوبه‌ی خود، به‌طور طبیعی برای شناسایی نشانه‌های ترس در فرزندانشان و برای ارائه آن محافظت و تنظیم عاطفی آماده هستند.

با این حال، کودک مبتلا به اختلال اضطراب، حتی زمانی که موقعیت ها یا شرایط آن پاسخ شدید را تضمین نمی کند، اضطراب را تجربه می کند. و آنچه که اتفاق می‌افتد، والدین از طریق اقامت به ناراحتی کودک پاسخ می‌دهند. این بدان معناست که برای کمک به کودک، والدین نسبت به شرایط عادی واکنش متفاوتی نشان می دهند.

برای مثال، بگوییم کودکی که دارای اضطراب اجتماعی است، در یک موقعیت اجتماعی معمولی مانند گردش به یک پارک موضوعی یا مهمانی کودکان، ناراحتی نشان می‌دهد یا استرس نشان می‌دهد. والد با آگاهی از ناراحتی کودک، تصمیم می گیرد برای اطمینان خاطر در نزدیکی او بماند. مثال دیگر: در یک رستوران، والدین کودک مضطرب اجتماعی ممکن است به جای کودک صحبت کنند. این محل اقامت است. والدین به جای کمک به کودک در مواجهه با ترس و اضطراب خود، ناخواسته او را قادر می سازند تا از مواجهه با اضطراب خود اجتناب کند.

بسیار مهم است که ما این پیام را به والدین برسانیم که اگر به یک کودک مضطرب اجتماعی اجازه دهید از مدرسه در خانه بماند یا او را از فعالیت‌های خانوادگی معاف کنید، اجتناب را ممکن می‌کنید، و انجام این کار در واقع اضطراب را تقویت می‌کند.

حمایت‌کننده بودن به معنای این است که شما با اضطراب کنار نمی‌آیید. درعوض، به کودک کمک می‌کنید تا گام‌های کوچکی برای مقابله با ترس بردارد. مهم است که به صحبت‌های کودک گوش دهید و تأیید کنید که می‌دانید ممکن است احساس ناراحتی یا ترس داشته باشد، اما به توانایی او برای تحمل ناراحتی ایمان دارید.

به همان اندازه مهم این است که با کودک به روشی مناسب سنش صادق باشید و او را با اطلاعات بیش از حد غرق نکنید. کودکان به اطلاعاتی نیاز دارند که به روشی ارائه شود که در درک آنها خللی ایجاد نشود. وقتی شکاف‌هایی وجود دارد، بچه‌ها آن‌ها را با باورهای خودشان پر می‌کنند که ممکن است نادرست و ایجاد اضطراب باشد. به عنوان مثال، در طول کووید، برخی از کودکان اکنون جهان فراتر از خانه خود را مکانی خطرناک می دانند زیرا اطلاعات کافی به آنها داده نشده است. به طور کلی، کودکان، به ویژه کودکان خردسال نیاز به ساختار و قابلیت پیش بینی دارند.

اگر کودک شما دارای اختلال اضطراب عمومی باشد و دائماً نگران همه چیز باشد، نیاز بیشتر می شود. کودک ممکن است در مورد اینکه چه اتفاقی می افتد اگر مادر بیمار شود و نتواند کودک را از مدرسه بردارد چه اتفاقی می افتد. به جای اینکه به کودک بگوید که مادر هرگز بیمار نمی شود، والدین می توانند بگویند: «من بیمار نیستم، اما اگر زمانی مریض شوم، برای بهبودی بسیار سخت کار خواهم کرد. و اگر نتوانم تو را ببرم، عمه جین آنجا خواهد بود.» یا بگویید کودک را نزد دکتر می برید تا واکسن بزند. توصیه می شود که نگویید، «درد نمی‌آورد.» در عوض، بگویید «ممکن است کمی درد داشته باشد، اما می‌دانم که تو شجاعی و می‌توانی از پس آن برآیی».

و توجه به اثرات منفی ای که سازگاری با اختلال کودک می تواند بر سایر اعضای خانواده داشته باشد، مهم است. اگر کودک مبتلا به اضطراب اجتماعی نمی خواهد به جشن تولد پسر عموی خود برود، یکی از والدین باید در خانه بماند تا والدین دیگر بتوانند خواهر و برادری را به مهمانی ببرند. کودکی که اضطراب جدایی دارد به والدینش اجازه نمی دهد برای شام بیرون بروند. در حالی که، در حال حاضر، ممکن است راحت‌تر به نظر برسد که کودک راحت‌تر باشد، اما در درازمدت، سازگاری به اختلال اضطراب دامن می‌زند.

سوالات متداول اضطراب در کودکان

چه چیزی باعث ایجاد اضطراب در کودکان می شود؟

تحقیقات نشان می دهد که زیست شناسی، بیوشیمی و عوامل محیطی نقش دارند. در حالی که اختلالات اضطرابی در خانواده ها دیده می شود، سابقه خانوادگی به این معنی نیست که کودک قرار است به این اختلال مبتلا شود. خیلی به طبیعت کودک، حساسیت ذاتی، تجربیات و پویایی خانواده بستگی دارد. برای برخی از کودکان، رویدادهای استرس زا (جابجایی، طلاق، یا مرگ در خانواده) یا حوادث آسیب زا (شاهد یک تصادف رانندگی یا خشونت خانگی) می تواند باعث ایجاد یک اختلال اضطرابی شود.

اختلال اضطراب در کودکان خردسال چگونه است؟

بسته به نوع اضطراب، طیف وسیعی از نشانه های فیزیکی، روانی و رفتاری وجود دارد. در مورد کودکان نوپا و خردسالان، والدین ممکن است متوجه افزایش تحریک پذیری، گریه بیش از حد، عصبانیت و همچنین دشواری بیشتر در خود آرام سازی یا خود تنظیمی شوند. کودکان خردسال ممکن است رفتارهای واپسگرایانه ای مانند خیس کردن رختخواب یا چسبیدن بیش از حد از خود نشان دهند. کودکان مبتلا به اختلالات اضطرابی ممکن است معده و سردرد، اصرار مکرر در دستشویی، تنفس سریع، درد قفسه سینه، تنگی نفس، حالت تهوع و استفراغ، کم اشتهایی، درد عضلانی و تنش و مشکلات خواب را تجربه کنند. سایر شاخص ها عبارتند از: هوشیاری بیش از حد، اطمینان جویی مکرر، احساس غرق شدن در تجارب جدید. اجتناب از موقعیت‌ها – مدرسه، افراد و مکان‌ها، رویدادها، گردهمایی‌های اجتماعی – تقریباً از هر چیزی که باعث تحریک یا تشدید اضطراب آنها شود.

اضطراب در کودکان چقدر شایع است؟

اضطراب و اختلالات اضطرابی شایع ترین مشکل سلامت روان در دوران کودکی محسوب می شوند. اضطراب جدایی در کودکان کوچکتر رایج است، در حالی که کودکان بزرگتر و نوجوانان بیشتر نگران مدرسه یا اضطراب اجتماعی هستند. در حالی که اصطراب در کودکان می تواند در هر سنی رخ دهد، در کودکان معمولا بین سنین 6 تا 12 سالگی ظاهر می شود.

چگونه می توانم به کودک مبتلا به اضطراب کمک کنم؟

اضطراب طبیعی وجود دارد و سپس اختلالات اضطرابی وجود دارد. اگر کودک شما گاه به گاه اضطراب دارد که زندگی او را مختل نمی کند، می توانید با تصدیق احساسش به او کمک کنید و به او کمک کنید تا افکار و رفتارهایش را کنترل کند. اگر کودک یک اختلال اضطراب واقعی دارد، مهم است که او به یک روانشناس کودک یا سایر متخصصان مراقبت های بهداشتی با تخصص در مقابله با اختلالات اضطرابی مراجعه کند. خواه این اضطراب خفیف باشد یا شدیدتر، کارشناسان موافقند که مهم است که والدین با اختلال کودک کنار نیایند. حامی باشید، احساسات کودک را بپذیرید، در مورد اضطراب با کودک صحبت کنید اما به یک توانمندساز تبدیل نشوید. تغییر رفتار خود برای آرام کردن کودک چیزی است که کارشناسان آن را “انطباق” می نامند. ممکن است اکنون صلح را حفظ کند، اما در دراز مدت، اوضاع را بدتر خواهد کرد.

تربیت فرزندان با اعتماد به نفس بالا

تربیت فرزندان با اعتماد به نفس بالا

در این پست از سایت سرگرمی آناناز قصد داریم به بررسی تربیت فرزندان با اعتماد به نفس بالا بپردازیم. چگونه می توان در کودکان ارزش خود را ایجاد کرد و به آنها کمک کرد تا احساس کنند می توانند از عهده آنچه بر سر راهشان می آید برآیند.

بچه ها از بدو تولد مهارت های جدید را با سرعت سرگیجه آور یاد می گیرند. و در کنار آن توانایی های جدید، اعتماد به نفس استفاده از آنها را نیز به دست می آورند.

همانطور که کودکان بزرگتر می شوند، این اعتماد به نفس می تواند به اندازه خود مهارت ها مهم باشد. برای پیشرفت، بچه ها باید به توانایی های خود اعتماد کنند و در عین حال بدانند که اگر در کاری موفق نباشند می توانند از عهده آن برآیند. با تجربه تسلط و بازگشت از شکست است که آنها اعتماد به نفس سالمی پیدا می کنند.

در اینجا 12 روشی وجود دارد که می توانید کودکان را طوری آماده کنید که احساس توانایی کنند و از مهارت ها و استعدادهایشان بیشترین مسافت پیموده شده را ببرند.

1. اعتماد به نفس خود را مدل کنید

حتی اگر کاملاً آن را احساس نکنید! دیدن شما که کارهای جدید را با خوش بینی و آمادگی زیاد انجام می دهید، الگوی خوبی برای بچه ها است. این بدان معنا نیست که شما باید وانمود کنید که کامل هستید. اضطراب خود را به رسمیت بشناسید، اما روی آن تمرکز نکنید – روی کارهای مثبتی که برای آماده شدن انجام می دهید تمرکز کنید.

2. از اشتباهات ناراحت نشوید

به بچه ها کمک کنید متوجه شوند که همه اشتباه می کنند و نکته مهم این است که از آنها یاد بگیرید، نه اینکه روی آنها تمرکز کنید. افراد با اعتماد به نفس اجازه نمی دهند ترس از شکست بر سر راهشان قرار گیرد – نه به این دلیل که مطمئن هستند هرگز شکست نخواهند خورد، بلکه به این دلیل که می دانند چگونه با شکست مواجه شوند.

3. آنها را تشویق کنید تا چیزهای جدید را امتحان کنند

به جای اینکه تمام انرژی خود را روی چیزهایی متمرکز کنند که قبلاً در آن عالی هستند، برای بچه ها خوب است که تنوع داشته باشند. دستیابی به مهارت‌های جدید باعث می‌شود بچه‌ها احساس توانایی و اعتماد به نفس داشته باشند که می‌توانند با هر چیزی که پیش می‌آید مقابله کنند.

4. اجازه دهید بچه ها شکست بخورند

طبیعی است که بخواهید از فرزندتان در برابر شکست محافظت کنید، اما آزمون و خطا روشی است که بچه ها یاد می گیرند، و کوتاهی در رسیدن به یک هدف به بچه ها کمک می کند بفهمند که این هدف کشنده نیست. همچنین می‌تواند بچه‌ها را به تلاش بیشتر تشویق کند، که به خوبی به آنها کمک خواهد کرد.

5. استقامت را تحسین کنید

یادگیری تسلیم نشدن در اولین ناامیدی یا وثیقه پس از یک شکست، یک مهارت مهم زندگی است. اعتماد به نفس و عزت نفس به این نیست که همیشه در همه چیز موفق شوید، بلکه به این است که به اندازه کافی انعطاف پذیر باشید تا به تلاش ادامه دهید و اگر بهترین نیستید ناراحت نشوید.

6. به بچه ها کمک کنید اشتیاق خود را پیدا کنند

کاوش در مورد علایق خود می تواند به کودکان کمک کند تا حس هویت را ایجاد کنند، که برای ایجاد اعتماد به نفس ضروری است. البته، دیدن استعدادهای آنها باعث افزایش عزت نفس آنها نیز می شود.

7. هدف گذاری کنید

بیان اهداف کوچک و بزرگ و دستیابی به آنها باعث می شود بچه ها احساس قوی کنند. با تشویق فرزندتان به تهیه فهرستی از چیزهایی که دوست دارند به آن دست یابند، به فرزندتان کمک کنید تا آرزوها و رویاها را به اهداف عملی تبدیل کند. سپس، تقسیم اهداف بلندمدت به معیارهای واقعی را تمرین کنید. شما به علایق آنها اعتبار می دهید و به آنها کمک می کنید مهارت هایی را که برای رسیدن به اهدافشان در طول زندگی نیاز دارند بیاموزند.

8. تلاش را جشن بگیرید

تمجید از بچه ها به خاطر دستاوردهایشان عالی است، اما همچنین مهم است که به آنها بفهمانید که فارغ از نتیجه به تلاش هایشان افتخار می کنید. ایجاد مهارت‌های جدید کار سختی می‌طلبد و نتایج همیشه فوری نیستند. بگذارید بچه‌ها بدانند که برای کاری که انجام می‌دهند ارزش قائل هستید، چه بچه‌های نوپا و چه نوجوانانی که به خودشان گیتار می‌آموزند.

9. انتظار داشته باشید که آنها وارد میدان شوند

ممکن است شکایت کنند، اما بچه‌ها وقتی برای انجام کارهای مناسب سن، از چیدن اسباب بازی ها گرفته تا ظرف‌شویی و برداشتن خواهر و برادر کوچک‌تر از یک قرار بازی، حساب می‌کنند، احساس ارتباط و ارزش بیشتری می‌کنند. تکالیف و فعالیت های بعد از مدرسه عالی هستند، اما نیاز خانواده بسیار ارزشمند است.

10. نقص را در آغوش بگیرید

به عنوان بزرگسالان می دانیم که کمال غیرواقعی است، و برای بچه ها مهم است که این پیام را در اسرع وقت دریافت کنند. به بچه ها کمک کنید ببینند چه در تلویزیون باشد، چه در یک مجله یا در فید رسانه های اجتماعی دوستان، این ایده که دیگران همیشه شاد، موفق و کاملاً لباس پوشیده اند، خیالی و مخرب است. در عوض، به آنها یادآوری کنید که کمتر از کامل بودن انسان است و کاملاً اشکالی ندارد.

11. آنها را برای موفقیت آماده کنید

چالش‌ها برای بچه‌ها خوب است، اما آنها باید فرصت‌هایی هم داشته باشند که در آن مطمئن شوند موفق می‌شوند. به فرزندتان کمک کنید تا در فعالیت هایی شرکت کند که به او احساس راحتی و اعتماد به نفس کافی برای مقابله با یک چالش بزرگ تر می کند.

12. عشق خود را نشان دهید

اجازه دهید فرزندتان بداند که شما او را بدون توجه به هر چیزی دوست دارید. برنده یا باخت بازی بزرگ، نمرات خوب یا بد. حتی وقتی از دست او عصبانی هستید. اطمینان از اینکه فرزندتان می‌داند که فکر می‌کنید او عالی است – و نه فقط وقتی کارهای بزرگ انجام می‌دهد – ارزش خود را حتی زمانی که نسبت به خودش احساس خوبی ندارد، تقویت می‌کند.

غذاهای خوب برای تغذیه کودک بیمار

غذاهای خوب برای تغذیه کودک بیمار

در این پست از سایت سرگرمی آناناز قصد داریم به معرفی غذاهای خوب برای تغذیه کودک بیمار بپردازیم. والدین جدید بودن بسیار هیجان انگیز است اما می تواند ترسناک نیز باشد. شما تمام کتاب های والدین را خوانده اید، در تمام کلاس ها شرکت کرده اید و همیشه به حرف های پزشکان خود گوش داده اید. شما تا حد امکان احساس آمادگی می کنید. متأسفانه، زندگی چیزی نیست که بتوانید کاملاً برای آن آماده باشید.

اگرچه شما همه کارها را به درستی انجام داده اید، هنوز هم ممکن است فرزندتان بیمار شود. بررسی مصاحبه ملی سلامت در سال 2014 مطالعه ای را انجام داد و این مطالعه حقایق سلامتی جالبی را در مورد کودکان در ایالات متحده نشان داد. حدود 8.4 درصد از کودکان آمریکایی از تب یونجه، 10 درصد از آلرژی های تنفسی، 11.6 درصد از حساسیت های پوستی و 5.4 درصد از آلرژی های غذایی رنج می برند.

گاهی اوقات، بدترین کابوس والدین می تواند آلرژی غذایی باشد. وقتی برای اولین بار به فرزندتان غذای خاصی می‌دهید، هرگز نمی‌دانید که بدن او چگونه واکنش نشان می‌دهد. برخی از شایع‌ترین آلرژی‌های غذایی، عبارتند از:

  • شیر
  • تخم مرغ
  • بادام زمینی
  • سویا
  • گندم
  • آجیل درختی
  • ماهی
  • صدف

ممکن است اجتناب از همه این غذاها هنگام تغذیه کودک خردسالتان غیرممکن به نظر برسد، و این اشکالی ندارد. همیشه اجتناب از این موارد ضروری نیست. اگر با مصرف هر یک از این غذاها برای فرزندتان اتفاقی افتاد، به بیمارستان محلی یا مراقبت های فوری مراجعه کنید تا راه حل ها و غذای خوب برای کودکان نوپا بیمار را جستجو کنید.

احتمالاً بهترین کار ممکن است که فرزندتان را به یک مرکز مراقبت های اورژانسی اطفال ببرید، زمانی که کودک شما واکنش آلرژیک احتمالی به غذا دارد. مرکز پدی قادر خواهد بود کودک شما را از نظر آلرژی غذایی آزمایش کند و به شما بگوید که آیا کودک شما به دارو نیاز دارد یا خیر. آنها همچنین می توانند لیستی از غذای خوب برای کودکان نوپا را به شما بدهند تا به بهبود کودک شما که دارای آلرژی غذایی یا هر نوع بیماری دیگری است کمک کند. در اینجا مواردی وجود دارد که باید هنگام داشتن فرزند بیمار به خاطر داشته باشید.

هیدراتاسیون

هنگامی که کودک شما بیمار است، مهم است که به او غذا و نوشیدنی بدهید که او را هیدراته نگه دارد. بدن برای کمک به مبارزه با عفونت به مایعات نیاز دارد، بنابراین مهم است که کودک نوپا را هیدراته نگه دارید.

رژیم BRAT

موز، برنج، سس سیب و نان تست غذاهایی هستند که رژیم BRAT را تشکیل می دهند. این غذاها به راحتی هضم می شوند و نسبت به بسیاری از مواد غذایی دیگر در هنگام بیماری احتمال کم خوری بهتری دارند.

رژیم CRAM

به طور مشابه، CRAM یک رژیم غذایی است که شامل غلات، برنج، سس سیب و شیر است. این رژیم دارای محتوای چربی بالاتری نسبت به BRAT است. غلات و شیر می توانند با دادن پروتئین بیشتر در هنگام بیماری به تغذیه کودک شما کمک کنند.

سایر غذاها مانند میوه ها و سبزیجات و همچنین سوپ مرغ، غذای خوبی برای کودکان نوپا بیمار محسوب می شوند. این موارد را در زمانی که کودک شما بیمار است به خاطر بسپارید و اگر واکنش آلرژیک داشت، آنها را به مراقبت های فوری ببرید!

بهترین غذاها برای جلوگیری از ویروس H1N1

بهترین غذاها برای جلوگیری از ویروس H1N1

در این پست از سایت سرگرمی آناناز قصد داریم به معرفی بهترین غذاها برای جلوگیری از ویروس H1N1 یا همان آنفولانزای خوکی بپردازیم. با افزایش تعداد موارد آنفولانزای خوکی در هند، اکنون مشخص شده است که ویروس H1N1 یک تهدید همیشگی است و دیگر فصلی نیست. بنابراین، در اینجا برخی از غذاهایی که باید برای جلوگیری از ابتلا به ویروس آنفولانزای خوکی مصرف کنید، آورده شده است.

یکی از تهدیداتی که این روزها متوجه ما شده است، ویروس آنفولانزای خوکی است. اخیراً زمانی که عامر خان ستاره سینما و همسرش کیران رائو به این ویروس مبتلا شدند، خبرساز شد. آنفولانزای خوکی که ویروس H1N1 نیز نامیده می شود، یک بیماری تنفسی است که توسط ویروس آنفولانزای A ایجاد می شود. علائمی شبیه آنفولانزای معمولی دارد – گلودرد، سرفه، آبریزش بینی و موارد مشابه. علائم دیگر عبارتند از تب بالا و بدن درد. اما خطرناک است و از طریق تماس انسان، بزاق دهان یا از طریق سرفه و عطسه منتشر می شود. اگر برای مدت طولانی درمان نشود، می تواند منجر به موارد شدید عفونت ریه و ذات الریه شود. آنفولانزای خوکی به دلیل تعامل انسان با خوک ها شروع شد، از این رو آنفولانزای خوکی نامگذاری شد. این در ابتدا یک بیماری فصلی ناشی از سویه کالیفرنیا بود که از سال 2009 وجود داشت. با این حال، یک نوع جدید به نام میشیگان در اوایل سال جاری در هند کشف شد و از آن زمان تعداد موارد آنفولانزای خوکی در حال افزایش بوده است. این منجر به تجزیه و تحلیل بیشتر آنفولانزا شد و به این نتیجه رسید که آنفولانزای خوکی اکنون یک تهدید دائمی است. درست است، اکنون می توانید در هر زمانی از سال به آنفولانزای خوکی مبتلا شوید. آمارها حاکی از آن است که امسال 15121 نفر در هند به آنفلوآنزای خوکی مبتلا شده اند که از این تعداد 736 بیمار جان خود را از دست داده اند. لازم است اقدامات احتیاطی لازم را برای جلوگیری از ابتلا به ویروس انجام دهید. شما می توانید با رعایت نکات سالم برای جلوگیری از آنفولانزای خوکی و خوردن غذاهای مناسب، کار خود را انجام دهید. ایجاد یک سیستم ایمنی قوی بهترین راه برای جلوگیری از ابتلا به ویروس آنفولانزای خوکی است. با در نظر گرفتن این موضوع، در اینجا غذاهایی وجود دارد که باید برای جلوگیری از ویروس H1N1 بخورید. همچنین بخوانید – تامیل نادو: دو مورد آنفولانزای خوکی در کویمباتور گزارش شده است، مدیر محلی استفاده از ماسک را اجباری می کند.

میوه ها و سبزیجات با رنگ روشن

میوه هایی مانند هویج، کدو تنبل، زردآلو، انبه و سبزیجاتی مانند اسفناج و کلم کمک زیادی به تقویت سیستم ایمنی بدن شما می کنند. این غذاها دارای ویتامین A هستند که به تقویت غشاهای تنفسی کمک می کند. همچنین بخوانید – تب آفریقایی خوکی تریپورا را گرفت و 28000 خوک در 11 منطقه از مارس تلف شدند.

گوشت بدون چربی، مرغ، ماهی و تخم مرغ

پروتئین ها برای تقویت ایمنی شما بسیار مهم هستند. گوشت بدون چربی، مرغ، تخم مرغ و ماهی مانند ماهی آزاد سرشار از پروتئین هستند و می توانند به مبارزه با ویروس H1N1 کمک کنند.

مرکبات مانند پرتقال و لیمو

مرکبات دارای ویتامین C هستند که به بسیج سلول های ماکروفاژ حشره خوار در بدن ما کمک می کند. فلفل دلمه ای قرمز و زرد نیز یک انتخاب عالی و خوشمزه است.

دانه کدو تنبل و غلات کامل

تخم کدو و غذاهای غلات به شما کمک می کند تا آنتی بادی هایی بسازید که به مبارزه با بیماری ها کمک می کند. این به ایجاد ایمنی در برابر انواع مختلف ویروس ها از جمله H1N1 کمک می کند.

غذای دریایی

غذاهای دریایی مانند خرچنگ و صدف دارای روی هستند که در ساخت آنتی بادی ها و همچنین التیام زخم ها و عملکرد در رشد سلولی و لخته شدن خون ضروری است. مقدار مناسب روی در بدن می تواند به شما در مبارزه با ویروس H1N1 کمک کند. طرز تهیه میگو و ریزوتو کایری را در خانه ببینید

بنابراین، با خوردن این غذاهای سالم که به جلوگیری از ویروس H1N1 آنفولانزای خوکی کمک می کنند، تناسب اندام را حفظ کنید. آنها برای سلامتی شما بسیار مفید هستند و طعم آن ها تا نیمه بد نیست!

راههای افزایش امید برای افراد ناامید

راههای افزایش امید برای افراد ناامید

در این پست از سایت سرگرمی آناناز قصد داریم به بررسی راههای افزایش امید برای افراد ناامید بپردازیم. زمان های زیادی در زندگی وجود دارد که هر زمان که زندگی من را ناامید کرد، مجبور شدم راهی پیدا کنم تا دوباره امیدوار باشم.

شاید این فقط سفر زندگی باشد. شاید همه ما با لحظاتی روبرو شویم که در آن باید قدرت را پیدا کنیم و دوباره به سمت جلو حرکت کنیم.

اما زمانی که یک استراحت بد بعد از یک استراحت بد داشته باشید، می تواند بسیار دشوار باشد، و به نظر می رسد که هیچ چیز به خوبی پیش نمی رود.

همانطور که در مورد امید تحقیق می کردم، متوجه شدم روانشناس به نام مارتین سلیگمن، بنیانگذار نظریه ای به نام “درماندگی آموخته شده” بود.

او حیوانات را در موقعیت‌های سختی قرار می‌داد که نمی‌توانستند کنترل کنند و در نهایت تلاش برای فرار را متوقف می‌کردند. حیوانات منفعل بودن را انتخاب می کنند.

زمانی که ما انسان ها در معرض شرایط سختی قرار می گیریم همین طور است. همه ما در زندگی شکست های کوبنده ای را تجربه می کنیم.

ما با موقعیت‌هایی مواجه می‌شویم که نمی‌توانیم آن‌ها را تغییر دهیم یا با لحظات ترسناکی روبرو می‌شویم که قادر به جلوگیری از قرار گرفتن در آن‌ها نبودیم.

علیرغم اینکه چقدر چالش برانگیز است، این امکان وجود دارد که امید خود را برای آینده به دست آورید و دوباره به زندگی بازگردید.

امید چیست؟

برای یافتن دوباره آن، درک اینکه امید در وهله اول چیست مهم است. مریام وبستر امید را به عنوان “میل با انتظار به دست آوردن یا تحقق” تعریف می کند.

ما می توانیم به چیزهای زیادی در زندگی امیدوار باشیم. من به خوشبختی در روابطم، فراوانی در امور مالی و به طور کلی رضایت در زندگی امیدوار بوده ام.

اما گاهی اوقات چیزی را که واقعا می خواهیم از دست می دهیم. گاهی اوقات احساس خوب نمی کنیم و به داشتن خواسته ها بی علاقه می شویم.

اگر فقط باور داشته باشید که دوباره ناامید خواهید شد و آسیب خواهید دید، ممکن است تعجب کنید که آیا چیزی وجود دارد.

چرا یافتن امید مهم است

آیا می دانستید که احساس امید در واقع می تواند برای بدن شما مفید باشد؟ امید باعث می شود مغز شما اندورفین ترشح کند که اثری مشابه مورفین ایجاد می کند.

تری اسمالز، محقق مستقل، استدلال می‌کند که وقتی چنین تأثیری را تجربه می‌کنید، می‌توانید بر مشکلات زندگی خود غلبه کنید.

او پیشنهاد می‌کند یکی از بهترین راه‌هایی که می‌توانیم حس امید ایجاد کنیم، داستان‌های مثبت است.

می‌توانید برای خواندن این داستان‌های بازگشت الهام‌بخش وقت بگذارید و امیدتان را دوباره شروع کنید.

چگونه می توانیم دوباره امید پیدا کنیم؟

اکنون که می دانید امید چیست و چرا یافتن آن مهم است، در اینجا راه های مختلفی وجود دارد که می توانید دوباره آن را در زندگی خود کشف کنید.

1. باور داشته باشید که می توانید به اهداف خود برسید

یک مطالعه نشان داد که داشتن امید به طور کلی با تفکر عاملی مرتبط است. تفکر نمایندگی به عنوان انگیزه برای پیگیری اهداف و باور به توانایی فرد برای دستیابی به آنها تعریف می شود.

بنابراین اساساً می‌توانید با دادن انگیزه برای پیگیری اهدافتان و باور به اینکه می‌توانید آنها را به انجام برسانید، در خود امید ایجاد کنید.

2. به موفقیت های گذشته فکر کنید

تحقیقات مجله روانشناسی مثبت نشان می دهد که وقتی افراد در مورد تجربیات گذشته می نویسند که در آن چیزی که به آن امید داشتند محقق می شود، امید و شادی آنها افزایش می یابد.

زمانی را برای تفکر در مورد چیزهایی که در گذشته دور و نزدیک برای شما خوب پیش رفته اند اختصاص دهید. می تواند به شما یادآوری کند که همه چیز همیشه بد نبوده است و همیشه می تواند دوباره خوب باشد.

3. دعا را تمرین کنید

مقاله ای در وال استریت ژورنال در مورد علم دعا اشاره می کند که دانشمندان کشف کرده اند که دعا به ایجاد احساس امیدواری در افراد کمک می کند.

به طور مشابه، علم نشان داده است که مدیتیشن می تواند به شما کمک کند تا شادتر شوید و در نتیجه به شما اجازه می دهد احساسات امیدوارکننده تری داشته باشید.

اگر اخیراً آن را زیاد امتحان نکرده‌اید، زمانی را به دعا یا مدیتیشن اختصاص دهید تا امید خود را افزایش دهید.

4. از عدم قطعیت به عنوان یک ابزار استفاده کنید

احساس عدم اطمینان در مورد آینده لزوماً نباید چیز بدی باشد. در واقع، ممکن است این تنها چیزی باشد که باعث ایجاد امیدواری بیشتر شود.

والدین کودکان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس از این واقعیت استفاده کردند که اطلاعات زیادی در مورد این بیماری وجود ندارد تا امیدوار باشند که ممکن است فرزندشان اشتباه تشخیص داده شده باشد و بتواند به طور کامل بهبود یابد.

اگر افراد در چنین شرایط دشوار و نامطمئنی بتوانند امید را از آن مهار کنند، ما نیز می توانیم. ممکن است ندانیم آینده چه چیزی در انتظار ماست، اما زیبایی ندانستن این است که امکان وقوع اتفاق خوبی را باز می گذارد.

5. روی نکات مثبت تمرکز کنید

کسانی که امید و خوش بینی به زندگی دارند معمولا بیشتر به دنبال تصاویر مثبت هستند تا تصاویر منفی. مهم است که همیشه مراقب رسانه هایی که مصرف می کنیم باشیم.

اگر دائماً به تصاویر افرادی که غمگین هستند نگاه کنید، احتمالاً غمگین خواهید شد. اما اگر به طور مداوم به تصاویر افرادی که خوشحال هستند نگاه کنید، احتمالاً احساس شادی و امید بیشتری خواهید داشت.

6. خلاق باشید

باور کنید یا نه، خلاقیت در واقع با داشتن امید مرتبط است. محققان به این نتیجه رسیدند که امید ترکیبی به طور دقیق خلاقیت یک کارمند را پیش بینی می کند.

اما چرا خلاقیت با امید همراه است؟ برخی معتقدند به این دلیل است که افراد خلاق معتقدند که بیش از یک راه برای رسیدن به خواسته‌های فرد وجود دارد.

تمایل به باز بودن در برابر چندین احتمال مختلف برای به نتیجه رساندن چیزی می تواند به شما کمک کند تا نسبت به شرایط خود امیدوارتر باشید.

7. طنز پیدا کنید

مطالعه ای در دانشگاه A&M تگزاس به این نتیجه رسید که شوخ طبعی ممکن است در افزایش چشمگیر سطح امید افراد موثر باشد.

وقتی شرکت‌کنندگان یک ویدیوی کمدی ۱۵ دقیقه‌ای را تماشا کردند، امتیاز امیدواری آن‌ها به‌طور قابل‌توجهی بیشتر از کسانی بود که تماشا نکردند.

گاهی اوقات شما فقط نیاز دارید چیزی برای خندیدن پیدا کنید تا احساسات خود را سبک کنید و به خودتان اجازه دهید دوباره احساس امید کنید.

8. حمایت اجتماعی داشته باشید

علم ثابت کرده است که حفظ یک جامعه حمایتی در اطراف شما می تواند به توسعه و حفظ امید در شرایط شما کمک کند.

یک مطالعه نشان داد که والدین از طریق اجتناب از افرادی که نسبت به آنها منفی هستند و به دنبال یک پایان مثبت هستند، امید خود را حفظ کردند.

مطالعه دیگری در مورد امید در میان افرادی که سعی در ایجاد تغییر در جامعه داشتند، توانستند از طریق ارتباط با جامعه خود احساس امیدواری کنند.

9. با یک مسیر روشن بیایید

همه ما به نوعی درک نیاز داریم که گام‌هایی که برمی‌داریم گام‌هایی هستند که می‌توانند به تغییری که می‌خواهیم منجر شوند. دانستن این موضوع به ما کمک می کند تا به بهتر شدن اوضاع امیدوار باشیم.

اگر نتوانید به طور منطقی ببینید که چگونه گام‌هایی که برمی‌دارید می‌تواند منجر به نتیجه مثبت شود، داشتن انگیزه برای پایبندی به اهدافتان دشوار خواهد بود.

شروع به نوشتن کارهایی کنید که باید روزانه انجام دهید تا زندگی خود را جمع و جور کنید.

10. الگوهایی را پیدا کنید که راه حل هایی برای مشکلات شما پیدا کرده اند

در تاریخ وجود بشر، صدها، هزاران و شاید میلیون ها نفر راه هایی برای غلبه بر ناملایمات شدید یافته اند.

به دنبال داستان هایی در مورد افرادی باشید که با چالش هایی که شما با آنها دست به گریبان هستید، پشت سر گذاشته اند. یک گروه پشتیبانی پیدا کنید که در آن افراد بتوانند شما را تشویق کنند که به افزایش امید شما کمک کند.

اگر با سلامت روانی خود مشکل دارید، در اینجا اطلاعاتی در مورد جایی که می توانید گروه های حمایتی را پیدا کنید، آورده شده است.

همچنین ممکن است از بازدید از Project Hope Exchange لذت ببرید. آن‌ها صفحه‌ای دارند که در آن می‌بینید افراد بارهایی را ثبت کرده‌اند که بر مشکلات مربوط به چالش‌های زندگی و چالش‌های ذهنی غلبه کرده‌اند.

11. آنچه می توانید انجام دهید

یک راه خوب برای شکستن احساس ناتوانی خود این است که کاری خارج از روال عادی خود انجام دهید.

می توانید شام بپزید، با دوستان صحبت کنید، یا فقط تخت خود را مرتب کنید. می توانید قدم هایی بردارید که انجام آنها برای شما آسان است و ببینید که چگونه این اقدامات زندگی شما را بهبود می بخشد.

هنگامی که شروع به انجام موفقیت آمیز یک کار به طور مداوم کردید، به ایجاد اعتماد به نفس برای انجام کارهای بیشتر کمک می کند.

12. کمی ذهن آگاهی را امتحان کنید

افکار ما معمولاً روی چیزهای گذشته متمرکز می شوند که دردناک بوده یا نتیجه نداده اند. ما همچنین گاهی اوقات نگران آینده هستیم.

این عادات ذهنی فقط باعث ایجاد ناامیدی بیشتر در زندگی شما می شود. وقتی در زندگی احساس ناراحتی می کنیم، تمرکز روی رویدادهای مثبت یا یادآوری زمان هایی که زمانی شاد بوده ایم برایمان دشوار است.

توجه خود را معطوف لحظه حال آنچه احساس می کنید کنید. بر نفس و تمام احساسات بدن خود تمرکز کنید.

در اینجا چند دوره آنلاین رایگان ذهن آگاهی وجود دارد که می تواند به شما کمک کند.

13. اعمال محبت آمیز انجام دهید

باور کنید یا نه، انجام کارهای محبت آمیز برای دیگران می تواند دیدگاه شما را نسبت به زندگی بهبود بخشد و خلق و خوی شما را تقویت کند.

ثابت شده است که کمک به دیگران باعث می شود کمتر استرس داشته باشیم و بیشتر خوشحال شویم. انجام کارهای فداکارانه به طور مداوم ممکن است به شما کمک کند که با مردم ارتباط بیشتری داشته باشید.

می‌توانید به سازمان‌هایی مانند جنبش جهانی مهربانی نگاه کنید تا به شما انگیزه دهد که مهربان‌تر باشید.

14. بر ایمان خود تکیه کنید

ایمان در طول تاریخ بشر به مردم کمک کرده است تا امید داشته باشند. اعتماد به یک قدرت برتر به شما کمک می کند تا به شما این حس را بدهد که تنها نیستید.

در لحظاتی که متوجه می‌شوید به باورهایتان شک می‌کنید، یکی از اعضای ایمان خود را پیدا کنید که به او احترام می‌گذارید و با او صحبت کنید.

ممکن است به رفع هر شک و تردیدی کمک کند و به شما امیدواری بیشتری بدهد.

15. اخبار مثبت را بخوانید

من این نکته را در مقاله قبلی ذکر کرده ام، اما به همان اندازه به این مقاله مرتبط است.

وقتی دائماً خود را با اخبار بد دنیا خسته می کنید، احساس امیدواری را سخت تر می کنید.

مهم نیست که چقدر اتفاقات بدی در حال رخ دادن است، همیشه اتفاقات خوبی در جهان وجود دارد که می تواند الهام بخش ما باشد.

در واقع، وب‌سایت‌های زیادی وجود دارند که فقط آن نوع داستان‌های خوب جدید را به اشتراک می‌گذارند.

در اینجا یک مثال است. مارشال های ایالات متحده اعلام کردند که 39 کودک را که در عملیات موسوم به “عملیات فراموش نشده” مفقود شده بودند، پیدا کردند.

بنابراین اغلب وقتی کودکی گم می شود، یافتن دوباره او دشوار است یا معمولاً به تراژدی ختم می شود.

این واقعیت که 39 مورد دوباره پیدا شد تقریباً یک معجزه است. چیزهای بزرگی مانند این هر روز اتفاق می‌افتد، و می‌توانید امید داشته باشید که اتفاقات بزرگی در زندگی شما نیز رخ خواهد داد.

اینجا جایی است که می توانید اخبار خوب بیشتری پیدا کنید.

16. چند فیلم انگیزشی تماشا کنید

گاهی اوقات شنیدن صدای انگیزشی یا دیدن یک داستان انگیزشی می تواند به ما کمک کند تا در زندگی امیدوارتر باشیم.

گهگاه دوست داشتم ویدیوهای سخنرانان انگیزشی مانند Les Brown یا Zig Ziglar را تماشا کنم.

اگر سخنرانان انگیزشی مورد علاقه شما نیستند، یکی دیگر از ویدیوهای انگیزشی که اغلب از تماشای آن لذت برده ام، ویدیویی درباره شکست های معروف است.

ویدیویی را بر اساس علایق خود پیدا کنید که بتواند به شما انگیزه دهد. شاید یکی در مورد یک فوتبالیست موفق یا یکی از یک طراح مد موفق وجود داشته باشد.

هر چه یک ویدیو بتواند شخصاً با شما ارتباط بیشتری داشته باشد، بیشتر می تواند به شما انگیزه دهد و به شما احساس خوش بینی نسبت به آینده بدهد.

17. رویاهای خود را دنبال کنید

وقتی به دنبال رویاها هستید، می تواند شما را پر از امید کند که روزی آن رویاها را محقق کنید.

من رویای ترانه سرایی موفقی را در سر داشتم و هنوز امیدوار هستم که شاید روزی آهنگی بنویسم که در سراسر جهان از آن لذت برده شود.

رویاهای شما در زندگی چیست؟ شاید اکنون زمان آن رسیده است که به این فکر کنید که چگونه به دنبال آن رویاها بروید. این می تواند امیدی را که در زندگی به دنبال آن بوده اید، ایجاد کند.

18. پیشرفت کوچک داشته باشید

وقتی می بینید که در چیزی پیشرفت می کنید، احساس امیدواری آسان است. به وزنه برداریم فکر می کنم که در گذشته مرتب انجام می دادم.

هر هفته توانستم وزنه بزرگتری نسبت به هفته گذشته بلند کنم.

این باعث شد من امیدوار باشم که همچنان قوی تر و بزرگتر شوم. شاید برای شما، پیشرفت شما می تواند در چیزی باشد که می خواهید در آن بهتر شوید، مانند نواختن گیتار یا یادگیری نحوه آشپزی

اگر برای انجام منظم آن کارها وقت بگذارید، شانس خوبی وجود دارد که در نهایت پیشرفت کنید، و این به شما امیدواری می دهد که می توانید واقعاً در این کار خوب شوید.

آخرین افکار در مورد اینکه چگونه در روزهای سخت امیدواریم

وقتی به این فکر می کنیم که چه امیدی در دنیا وجود دارد، برایمان آسان است که فکر کنیم هیچ امیدی وجود ندارد. اما زندگی نباید یک موقعیت ناامید کننده باشد.

تاریخ بشریت به ما نشان داده است که با وجود روزهای سخت، می‌توانیم خوش‌بینی دوباره پیدا کنیم و با شادی بیشتر از همیشه به جلو برویم.

می‌توانید با انجام یک یا همه کارهایی که فهرست کردم، کمی امیدواری را تجربه کنید. تشویق و الهام بگیرید تا باور کنید که جهان می تواند بهتر شود و زندگی شما می تواند امروز شادتر شود.

بهترین غذاها برای مشکلات سینوسی

بهترین غذاها برای مشکلات سینوسی

در این پست از سایت سرگرمی آناناز قصد داریم به معرفی بهترین غذاها برای مشکلات سینوسی بپردازیم. افرادی که به طور منظم از مشکلات سینوسی رنج می برند ممکن است از دانستن اینکه رژیم غذایی آنها می تواند تأثیر زیادی بر علائم آنها داشته باشد شگفت زده شوند. از آنجایی که رژیم تقریباً 100 درصد از تغذیه مورد نیاز بدن شما را تامین می کند، بی توجهی به غذاهای مهم و خوردن بیش از حد مواد مضر می تواند مشکلات سینوسی را تشدید کند. از سوی دیگر، افزودن برخی مواد غذایی به رژیم غذایی شما ممکن است بتواند علائم شما را در کوتاه مدت تسکین دهد و از بروز مشکلاتی در آینده جلوگیری کند.

برای کمک به تبدیل انباری خود به کابینت دارو، سعی کنید برای مشکلات سینوسی مواد غذایی سالم تهیه کنید:

ماهی و غذای دریایی

ماهی ها نه تنها سرشار از پروتئین با کیفیت هستند، بلکه بسیاری از انواع آن حاوی اسیدهای چرب امگا 3 نیز هستند. این ترکیبات به تقویت سیستم ایمنی بدن و کاهش التهاب کمک می کنند. مطالعات نشان داده اند که غذاهای غنی از امگا 3 به جلوگیری از عفونت کمک می کنند و خطر بیماری قلبی و کاهش شنوایی مرتبط با افزایش سن را کاهش می دهند. متخصصان توصیه می کنند برای بهترین نتیجه، یک تا دو بار در هفته ماهی سرشار از امگا 3 اما حاوی ترکیباتی کم مانند جیوه مصرف کنید.

سبزی ها

بهتر است فهرستی از ویتامین‌ها و مواد معدنی موجود در سبزی‌های برگ‌دار را فهرست کنید تا اینکه سعی کنید همه فواید بی‌شماری برای سلامتی را بشمارید. علاوه بر فیبر غذایی بسیار مهم – جزئی که بسیاری از رژیم های غذایی آمریکایی به شدت فاقد آن هستند – سبزیجات برگ دار می توانند موادی مانند ویتامین A، ویتامین C، ویتامین D، ویتامین K، پتاسیم، کلسیم و سایر مواد معدنی مهم را تامین کنند.

آنها می توانند احساس سیری بیشتری در شما ایجاد کنند و به شما کمک کنند از غذاهای غنی و نشاسته ای که باعث تحریک التهاب و تولید مخاط می شوند اجتناب کنید. پیاز، گوجه‌فرنگی و لیموترش دارای خواص مشابهی هستند و مزیت آن طعم‌دار بودن است.

فلفل تند

فلفل های تند مانند هابانروس، هالاپنو و کاین حاوی ترکیب شگفت انگیزی به نام کپسایسین هستند. این ماده شیمیایی مسئول “گرمای” غذاهای تند است. در حالی که این گرما می تواند واقعاً دردناک باشد، کپسایسین ظرفیت قابل توجهی برای تسکین درد نیز دارد. این پماد در بسیاری از پمادهای ضد درد موضعی یافت می شود و نشان داده شده است که در کاربردهای خاصی التهاب را کاهش می دهد.

تحقیقات دانشگاه سینسیناتی حتی نشان داده است که اسپری بینی حاوی کپسایسین به دست آمده از کاین می تواند علائم مربوط به التهاب سینوس غیر آلرژیک را تسکین دهد. در حالی که ممکن است تمایلی به اسپری کردن فلفل های تند به داخل بینی خود نداشته باشید، می توانید با پختن آن ها در غذاهای خود از مزایای مشابهی برخوردار شوید. یک مزیت اضافه این است که تندی باعث ایجاد احساس “آبریزش بینی” می شود که می تواند به رفع احتقان کمک کند.

عسل

عسل یکی از معدود ترکیبات طبیعی روی کره زمین است که دارای خواص ضد باکتریایی ذاتی است. دانشمندانی که عسل را به کشت های باکتری حاوی سویه های رایج عفونت سینوسی معرفی کردند، به توانایی قابل توجه عسل در از بین بردن باکتری ها پی بردند.

با این حال، هنگامی که بر روی افراد انسانی آزمایش شد، همبستگی از نظر آماری کمتر بود. حداقل، عسل یک جایگزین مناسب برای قندهای تصفیه شده است که می تواند التهاب عفونت های قارچی را تحریک کند. حتی بهتر از آن، عسل می تواند به تسکین گلودردی که اغلب با عفونت های باکتریایی سینوسی همراه است، کمک کند. علاوه بر این، خوردن عسل محلی به بدن شما کمک می کند تا با گرده های منطقه سازگار شود. خوردن منظم آن قبل از فصل بهار می تواند آلرژی فصلی شما را کاهش دهد یا حتی از بین ببرد.

سیر

سیر مدتهاست که به دلیل خواص آنتی اکسیدانی و ضد التهابی باورنکردنی آن مورد مطالعه قرار گرفته است. این ویژگی از بسیاری از ترکیبات معطر موجود در گیاه به ویژه ترکیبی به نام آلیسین ناشی می شود.

موسسه لینوس پاولینگ توصیه می‌کند که سیر را به قطعات کوچک خرد کنید و در صورت استفاده در ظروف گرم‌شده به مدت 10 دقیقه استراحت دهید تا بیشترین تاثیر را داشته باشید. خوردن آن به صورت خام بهتر است، اما ممکن است در این فرآیند با نفس درجه سلاح خود بقیه خانه را بترسانید.

چای داغ و سوپ‌های داغ نیز راه‌های عالی برای بازگرداندن مایعات به بدن، کاهش التهاب دردناک و شکستن مخاط هستند. این دستور العمل خوشمزه سوپ شیر نارگیل سالمون و کلم پیچ را امتحان کنید تا شروع به خوردن غذای سالم کنید – سعی کنید مقداری سیر تازه خرد شده و کمی آهک به اندازه کافی اضافه کنید!

اگر نگرانی های جدی پزشکی در مورد عفونت سینوسی مزمن خود دارید، باید علاوه بر تنظیم رژیم غذایی، به دنبال درمان پزشکی حرفه ای نیز باشید.

 

غذاهای نرمی که باید هنگام درد دندان بخورید

غذاهای نرمی که باید هنگام درد دندان بخورید

هنگامی که بریس دارید، هر جلسه ارتودنسی شما را بیشتر و بیشتر به لبخند رویایی تان نزدیک می کند. این تنظیمات دندان‌های شما را برای تراز بهتر در مسیر قرار می‌دهند و گاهی اوقات ممکن است دندان‌هایتان بعد از ویزیت ارتدنسی کمی درد داشته باشند. دندان درد می تواند خوردن وعده های غذایی شما را دشوار کند، بنابراین از این فرصت برای امتحان برخی دستور العمل های جدید غذاهای نرم و خوشمزه استفاده کنید. در اینجا چند ایده برای الهام بخشیدن به کام شما آورده شده است. در این پست از سایت سرگرمی آناناز قصد داریم به معرفی غذاهای نرمی که باید هنگام درد دندان بخورید بپردازیم.

اسموتی یا آبمیوه

بسیاری از علاقه مندان به تغذیه سالم، اسموتی های تهیه شده با سبزیجات و میوه های تازه را دوست دارند. اسموتی ها دارای مقدار زیادی ویتامین در یک مایع راحت هستند. اسموتی خود را با سبزیجات سبز انتخابی خود شروع کنید. اسموتی های سبز اغلب حاوی اسفناج، کلم پیچ، یا چغندر سوئیس یا سبزی های دیگر هستند. میوه های یخ زده یا تازه مانند موز، توت فرنگی، تمشک، تمشک و زغال اخته را اضافه کنید تا فنجانتان شیرین شود. همچنین می توانید شیر بادام یا شیر سویا، دانه چیا یا دانه کتان را برای فواید بیشتر برای سلامتی اضافه کنید. یک سیب، پرتقال یا گلابی نیز می تواند طعم های خوبی به آن اضافه کند.

آبمیوه گیری از میوه ها و سبزیجات نیز رایج است، اما گاهی اوقات آبمیوه گیری می تواند دهان شما را با قندهای اضافی بدون فیبر غرق کند، بنابراین مراقب مصرف قند خود باشید. قند بیش از حد در دهان می تواند باعث التهاب لثه و حتی حفره شود.

سوپ ها

شما ممکن است فقط در هوای خنک هوس سوپ داشته باشید، اما سوپ برای خوردن در هر زمانی از سال کاملاً مناسب است. یک سوپ گرم و مقوی روی لثه های دردناک شما احساس خوبی خواهد داشت. با سبزیجات و گوشت مورد علاقه خود شروع کنید (یا اگر گیاهخوار هستید از گوشت صرف نظر کنید)، آبگوشت یا آب گوشت بریزید و ادویه یا لوبیا مورد علاقه خود را اضافه کنید. سوپ ها برای پختن فوق العاده همه کاره هستند، و غوطه ور کردن نان در آن برای جذب همه طعم های خوب، بهشتی است. سوپ سیب زمینی خامه ای، سوپ کدو تنبل تند، مینسترون کلاسیک و سوپ گوجه فرنگی دندان های شما را تسکین می دهد و اشتهای شما را کاهش می دهد.

غذاهای پوره شده

غذای پوره شده فقط برای نوزادان نیست! بسیاری از دستور العمل های خوشمزه حاوی سبزیجات و میوه های صاف ابریشمی هستند و اغلب این دستور العمل ها بسیار ساده و سریع هستند. آووکادو را خرد کرده و نمک و لیموترش را برای یک میان وعده خام سریع و سالم به آن اضافه کنید. یک موز را له کنید تا یک خوراکی شبیه پودینگ داشته باشید. سس سیب، ماست، پنیر و بلغور جو دوسر گزینه های بسیار خوبی برای دندان های دردناک هستند. برنج، کینوا و کوسکوس نیز از طرف های محبوب برای افزودن به هر وعده غذایی هستند.

مواد مورد علاقه خود را در روغن بریزید و آن را بپزید تا پخته شود و سپس با استفاده از مخلوط کن، غذاساز یا میکسر ظرف را کامل هم بزنید. سیب زمینی شیرین، سیب زمینی سفید، سیب، گلابی، هویج و گل کلم با این روش طعم عالی دارند. حتی می‌توانید نخود را پوره کنید تا یک هوموس خانگی درست کنید، و لوبیا سیاه یا قرمز پوره شده، دیپ‌های خوشمزه‌ای ایجاد می‌کند. از ادویه های مورد علاقه خود برای درست کردن این غذاها برای خودتان استفاده کنید یا برای برخی از دستور العمل های غذای نرم، پینترست را بررسی کنید.

به یاد داشته باشید که دندان های شما فقط برای مدت کوتاهی درد خواهند داشت. عادات بهداشتی دهان و دندان خود را در طول درمان حفظ کنید تا مطمئن شوید که لبخند شما هنگام جدا شدن بریس ها بی عیب و نقص است. روزانه نخ دندان بکشید و مسواک بزنید و برای تمیز کردن منظم دندان ها برنامه ریزی کنید. مقدار زیادی آب بنوشید و هر زمان که می توانید از نوشابه خودداری کنید.

خروج از نسخه موبایل